۹ رفتار فوق جذاب در افراد کاریزماتیک

نمی‌توانید دیگران را شیفته‌ی خودتان کنید؟ دلتان می‌خواهد شبیه آدم‌های کاریزماتیک باشید؟ در این مقاله ۹ رفتار گیرا و جذاب را به شما معرفی می‌کنیم که از ویژگی‌های افراد کاریزماتیک است.

کاریزما، مجموعه‌ای از رفتارها است که ربطی به زیبایی فیزیکی ندارد. این خبرِ خوبی برای کسانی است که توقعی نمی‌رود عکس‌شان روی جلد مجله‌های مُد چاپ شود. برای اینکه جذاب شوید نیازی به جراحی پلاستیک ندارید، فقط کافیست این رفتارها را تمرین کنید.

در این مقاله، عناصر کاریزما را بر اساس تحقیقات هوارد فریدمن (Howard Friedman) استاد برجسته‌ی روان‌شناسیِ دانشگاه کالیفرنیا، معرفی می‌کنیم.

 

 

۱. واکنش‌های هیجانی

رفتار مادربزرگ‌تان را در نظر بگیرید وقتی که بعد از مدت زیادی شما را می‌بیند؛ او دست هایش را بالا می‌برد و زانوهایش خم می‌شوند. یا اینکه وقتی شب‌ها به خانه برمی‌گردم، سگم از خوشحالی می‌رقصد.

مردم همراهی با کسانی را دوست دارند که از زبانِ اشاره‌ها، برای نشان دادنِ احساسات‌شان استفاده می‌کنند. قطعا دل‌تان نمی‌خواهد سرِکار، دلقک‌بازی دربیاورید و رفتارهای نامناسبی از خود نشان دهید، ولی رفتارهای متناسب با موقعیت و اتفاقاتی که در جریان است، خوشایند و جذاب هستند.

 

 

۲. خنده‌ی واگیردار

خنده ی جذاب

من مدیر فروشی را در حوزه‌ی مدیریت مالی می‌شناسم که خنده‌ی بسیار خاصی را از پدرش به ارث برده است، اگر شما نیز یک بار این خنده را بشنوید، تا آخر عمر آن‌ را فراموش نخواهید کرد. این موهِبت را ژن‌های او برایش به همراه داشته‌اند.

این خاصیتِ شیطنت‌آمیز و مسخره‌ی صدا، شوخ‌طبعیِ شما را تحریک می‌کند. هر بار که من این خنده را می‌شنوم، بی‌اراده، لبخندی بر چهره‌ام ظاهر می‌شود.

از طرف دیگر، چندبار پیش آمده که مدیران اجرایی، که از قضا مرد هستند، به من مراجعه کرده‌اند و برای خَلاصی از خنده‌ای که توسط خانم‌ها «ناخوشایند» خوانده شده از من کمک خواسته‌اند. من نتوانستم به آنها کمکی کنم، ولی یاد گرفتم خنده همان‌طور که می‌تواند جذاب باشد، می‌تواند زننده و ناخوشایند هم باشد. فرقی نمی‌کند زن باشید یا مرد، با خنده‌ی زننده و نامتناسب، نمی‌توانید اطرافیان را جذب کنید.

 

 

۳. نشان دادن احساسات از طریق صدا

تا به حال دقت کرده‌اید چقدر خوب است وقتی به یک نفر تلفن می‌زنید و وقتی او شما را می‌شناسد، رضایت و هیجان در صدایش منعکس می‌شود؟ حتی اگر این اثر در صدا ظریف باشد، باز هم از این که به شما بها داده‌ شده است، لذت می‌برید.

صدای سرزنده و رسا یکی از مؤثرترین ابزارهای دنیاست، خصوصا وقتی طنین‌دار باشد و زیر و بم و سرعت و بلندیِ آن، به طور متناسب تغییر کند.

۴. لمس دوستانه

لمس کردن نباید به نحوی باشد که به خاطر شدت، فشار یا ناحیه‌ای که لمس می کنید فرد مقابل احساس ناراحتی داشته باشد، بلکه صرفا به معنای لمس دوستانه‌ی بازو، شانه، یا دست است. پیشخدمت‌هایی که در این مورد مهارت دارند انعام بیشتری به‌دست می‌آورند.

شاید به یاد داشته باشید که جورج بوش، رئیس‌جمهور امریکا وقتی از پشت به آنگلا مرکل (Angela Merkel)، صدر اعظم آلمان، که روی صندلی نشسته بود نزدیک شد و شروع به مالیدن شانه‌های او کرد باعث شگفتی دنیای غرب شد. خود آنگلا مرکل هم شوکه شده بود.

لمس کردن آرام بازو، نشانه‌ای گرم و دوستانه است که می‌تواند باعث تَسلی خاطر طرف مقابل شود.

 

 

۵. از بودن در مرکز توجه لذت ببرید

مرکز توجه بودن

هرچند بیشتر مردم نظرات متضادی در مورد مرکزِ توجه واقع شدن دارند، اما بعضی‌ها با قرار گرفتن در مرکز توجهِ مردم، تازه شکوفا می‌شوند و به بهترین نحو ظاهر می‌شوند.

در واقع بیشتر بازیگران هم‌صحبت خوبی نیستند و شخصیت برون‌گرایی ندارند، اما همین که در مقابلِ جمعیت قرار بگیرند، موتورشان به کار می‌افتد و خودشان را نشان می‌دهند.

وقتی فیلیپ سیمور هافمن (Philip Seymour Hoffman) درگذشت، همسرم حرف جالبی درباره‌ی او زد: «وقتی جلوی دوربین بود به نظر می‌رسید می‌تواند اعصابش را به سطح پوستش بیاورد و احساساتش را در لنز دوربین بریزد. این توانایی باید برای او تجربه‌ی خوشایندی بوده‌ باشد؛ فرصتی برای تخلیه‌ی آشفتگی‌های درونی.»

 

 

۶. چهره‌ی گویا

رونالد ریگان (Ronald Reagan) بیشتر به خاطر چهره‌ی گویایش به عنوان «سخنرانی تأثیرگذار» مشهور بود. او می‌توانست مثل هر ایرلندیِ اصیلی درست در زمانِ نیاز بدرخشد و خوشی نشان دهد.

بیشترِ ارتباط چشمی شنونده روی صورت شما متمرکز است. هرچه او بتواند اطلاعات بیشتری را از روی چهره بخواند، بیشتر دقت می‌کند و نه تنها ایده‌ها، بلکه معانیِ احساسیِ نهفته در کلمات شما را نیز درک می‌کند.

بر اساس تجربه‌ی خودم، بیشتر کسانی که در موضع قدرت هستند دارای چهره‌ی بسته (بی‌حالت) هستند و از نفوذناپذیریِ چهره‌شان برای ایجاد ترس و فرمان‌بُرداری، استفاده می‌کنند. چهره‌های بسته، حالتی سرد دارند و احساسات زیادی را منعکس نمی‌کنند، در حالی که چهره‌های باز، گرم و گویا هستند و در نود درصد موارد، چهره‌های گرم نسبت به چهره‌های سرد، برتری دارند.

اگر موهای بلند دارید (حالا چه مرد یا زن)، نباید بگذارید پیشانی‌تان زیر موهای چتری پنهان شود. پیشانی، برای نشان دادن بسیاری از احساسات، ناحیه‌ای مؤثر محسوب می‌شود و مثل بیلبوردی برای چهره‌ی شما عمل می‌کند.

 

۷. گرم گرفتن با غریبه‌ها

بر اساس نتایج حاصل از پرسش‌نامه‌ا‌ی که چند سال پیش توسط سیمز یث (Sims Wyeth) و همکارانش طراحی و اجرا شد، کسانی که خود را درون‌گرا می‌دانستند، بیشتر دوست داشتند با افراد برون‌گرا معاشرت کنند و افراد برون‌گرا نیز احساس مشابهی داشتند.

بیایید روراست باشیم، همه‌ی ما از بودن با کسانی که موانع بین افراد را زیر پا می‌گذارند و تجربه‌ی اجتماعیِ شاد و باروحی ایجاد می‌کنند، لذت می‌بریم.

من افرادی که این توانایی را دارند که با غریبه‌ها سرِصحبت را باز کنند و آنها را درگیر یک مکالمه‌ی واقعی کنند، تحسین می‌کنم. منظورم صحبت‌های متظاهرانه و پُرحرارت در مورد موضوعات بی معنی نیست؛ بلکه ویژگی‌های مورد نظر من صریح بودن، واقع‌بین بودن و مهارت گوش‌دادن است.

۸. نگاه‌های نافذ

نگاه نافذ

تعیینِ تعریفی مشخص برای «نگاه نافذ» کار سختی است، ولی وقتی با آن مواجه شویم، تشخیصش می‌دهیم. من این نوع نگاه را در بچه‌ها دیده‌ام. همچنین در همسرم که مهارت زیادی در آن دارد. باید اعتراف کنم که وقتی نوجوان بودم، ساعت‌ها جلوی آینه این نوع نگاه را تمرین می‌کردم.

ویلیام بلیک (William Blake)، شاعر مشهور انگیسی چنین گفته‌ است:

«وقتی با چشم‌ها، و نه از درون چشم‌ها، به دیگران می‌نگریم، دروغ‌های‌شان را باور می‌کنیم.»

یک نگاه نافذ هم همین‌طور است و نه با چشم‌ها، بلکه از درون آنها ساخته می‌شود و در عمق وجود کسی که نگاه می‌کند و کسی که به او نگاه می‌شود، نفوذ می‌کند.

۹. مهارت در پانتومیم

تفاوت پانتومیم با واکنش‌های هیجانی در عمدی‌تر و قابل‌کنترل‌تر بودن پانتومیم است. پانتومیم یعنی توانایی اجرای داستان، یعنی بتوانید با حرکات بدنتان به شنونده کمک کنید آنچه را به او می‌گویید، تصویرسازی کند. این مهارت به چهره‌ی گویا هم مربوط است، هرچه مخاطبان‌تان بیشتر متوجهِ زبان بدن شما شوند، بهتر می‌توانند منظورتان را درک کنند و از مصاحبت با شما، بیشتر لذت می‌برند.

جوان‌های زیادی را دیده‌ام که داستان‌هایی که برای همدیگر تعریف می‌کنند را اجرا می‌کنند. آنها فقط می‌گویند: «او این طوری کرد… من این شکلی بودم… بعد او این طوری…»، آنها عملا از کلمات برای توصیف حرکات استفاده نمی‌کنند، فقط با پانتومیم اجرا می‌کنند و همه هم از این روش خوش‌شان می‌آید.

استفاده از دست‌هایتان‌ برای بیان یک مطلب در سخنرانی‌ها روشی مؤثر و قابل قبول است. در واقع اگر از دستان‌تان استفاده نکنید، شنونده‌ها ممکن است تا ۷۵ درصد از منظورتان را متوجه نشوند. مطمئن شوید که حرکات و اداها را به شکل درستی به کار می‌برید، نباید حرکات‌تان طوری باشد که انگار مورد حمله‌ی یک دسته زنبور قرار گرفته‌اید؛ حرکاتی که به کار می‌برید باید سنجیده باشند و برای مقصود مشخصی شکل بگیرند و به کار برده شوند.

حرکات دست

حالا به دو سؤالِ اساسی و پراهمیت می‌رسیم، اول این که آیا کاریزما یادگرفتنی است؟ و دوم این که آیا باید آن را یاد گرفت یا این کار فقط یک جور فریبکاری و تظاهر است؟

در جواب به سؤال اول من می‌گویم بله، به نظر من کاریزما را می‌توان یاد گرفت. همان طور که ما رفتارهای مؤدبانه را یاد می‌گیریم، مثل این که بگوییم «لطفا…» یا «متشکرم.» تا در نظر دیگران خوشایندتر به نظر برسیم، می‌توانیم کاریزما را هم یاد بگیریم.

و سؤال دوم، آیا باید برای یاد گرفتن اینطور مهارت‌ها تلاش کنیم؟ من جواب می‌دهم البته که باید این کار را بکنید! اما بدون این که به کسی صدمه بزنید یا آنها را فریب دهید. این تکنیک‌ها نیستند که شما را متقلب و فریبکار کنند، بلکه هدف از انجام آنهاست.

در هر حال، شما این توانایی را در خود دارید که رفتارهای جدید را کسب کنید، فقط به این شرط که به اندازه‌ی کافی برای‌تان مهم باشند. آیا این کار آسان است؟ نه. ولی آیا قابل انجام است؟ مطمئن باشید که هست.

۱۱ شاه کلید برای نابودی خجالت

خجالت ؟ تا کی؟

 

مشخصا هر رفتار معایب و مزایای خودش دارد از این رفتار ها خجالتی بودن یکی از رفتار های اجتماعی است که همیشه فرد از آن ضربه می بیند و برخی موارد فرد نمی تواند خق خود را احقاق کند و تضییع حق می شود اما هر مشکلی راهکاری دارد

 

 

راهکار چیست ؟

 

۱- قبل از وارد شدن به یک جمع، اطلاعاتی در مورد آن جمع به دست آورید و درباره چیزهایی که می‌خواهید یا می‌شود در آنجا مطرح کرد، فکر کنید.

۲- معاشرت خود را با دیگران بیشتر کنید؛ از جمع‌های دوستانه کوچک شروع کنید، به سؤالات‌شان جواب دهید و از آنها درباره خودشان، آرزوهایشان، اهداف‌شان یا موضوعات دیگر سؤال کنید.

۳- اگر خجالتی بودن، خیلی شما را آزار می‌دهد، به یک مشاور یا روان‌شناس مراجعه کنید.

۴- تا حد ممکن از انزوا و گوشه‌گیری دوری کنید. اگر چند نفری دوروبرتان هستند، کتاب خواندن را کنار بگذارید و سر صحبت را با آنها باز کنید.

۵- اگر به خاطر لهجه، صدا، بوی دهان یا نوع دندان‌هایتان از جمع گریزان هستید، چرا فکری به حال اصلاح اینها نمی‌کنید؟

۶- در جمع‌ها کاری کنید که کسل، خسته و بی‌حوصله به نظر نیایید.

به یاد داشته باشید راه مقابله با خجالت این است که به چیزهای دیگری تمرکز کنید؛ مانند فکر کردن و تصور اینکه چطور می‌شود از اتفاقات اجتماعی لذت برد.

۷- از طرد شدن یا شکست خوردن، نترسید. قهرمانان ورزشی نیز با وجود احتمال شکست، باز هم به مبارزه و رقابت می‌پردازند؛ اما تقریبا همه آنها برای برد به میدان می‌روند و هیچ‌گاه از شکست حرف نمی‌زنند.

۸- کم‌رویی، تـردید و دودلی هنگامی ‌رخ می‌دهد که شما به عیوب و نقایص خود فکر می‌کنید. افکـارتـان را متوجه شخصی کنید که در حال گفت‌وگو با او هستید. در این حالت، هم شما اضطراب خود را از خاطر خواهید برد و هم طرف مقابل از توجه شما خوشحال خواهد شد.

۹- همه‌چیز را به خودتان نگیرید. نباید هر چیزی مانند شوخی و طعنه را به عنوان توهین تلقی کنید. مردم اغلب چیزهایی را می‌گویند که هیچ مقصود و منظوری از آن ندارند؛ هر چند گاهی اوقات مردم نـظـرات نابجا و بی‌موردی می‌دهند؛ در این صورت، قاطعانه از خودتان دفاع کنید.

۱۰- توقعتان را کم کنید. بنا نیست در پایان یک گفت‌و‌گو، شما افراد را کاملا مجذوب خود کرده باشید. همین که همه از هم‌صحبتی یکدیگر لذت برده باشید، کافی است. باور کنید!

۱۱- هول نکنید. آدم‌های روبه‌روی شما هر چقدر هم که مهم باشند، آدم هستند؛ آنها هم معایب و مشکلات و ضعف‌های خودشان را دارند؛ عین شما! شاید هم مثل خود شما دارند سعی می‌کنند کسی متوجه نشود چقدر خجالتی هستند.

افکار مزاحم درس خواندن رو دور بزنید

افکار مزاحم خودتون رو حین درس خواندن براحتی از بین ببرید! وقتی شما مطالعه میکنید گویی ریشه های شما مثل یک درخت، در اعماق درس درگیر میشه و در این حین بادهای مزاحمی وجود دارند که اجازه نمیدن ریشه های شما در مطالب درس باقی بمونه.حال می خوایم ببینیم چطور باید با این بادهای مزاحم باید کنار بیایم.

 

باد مزاحم۱
گاهی شما انرژی سرشاری برای درس خواندن دارید ولی همین که میخواهید درس خواندن را شروع کنید بین دروس مختلف سرگردان میشوید و نمیدانید از کدام درس شروع کنید. همین مساله وقت شما را تا حدی زیادی تلف کرده و تمرکز را از شما سلب میکند.

راه حل:
اگر اهل برنامه ریزی هستید ابتدای هفته ۱ساعت وقت بگذارید و تمام کارهایی که دارید را بنویسید و متناسب با این کارها برنامه ریزی هفتگی کنید. اگر هم اهل این کار نیستید همین که از مدرسه به خانه رسیدید و یا حتی در مسیر کوتاه مدرسه تا خانه، کارهایی که باید در آن روز انجام دهید را دسته بندی کنید و به ترتیب اولویت، درس ها را بخوانید. این راه حل جلوی سرگردانی شما(باد مزاحم) را میگیرد و تمرکز را به شما بازمیگرداند.

 باد مزاحم۲

گاهی موبایل، شبکه های اجتماعی، برنامه های تلوزیون و …. شما را وسوسه میکند و تمرکز را از شما میگیرد.

راه حل:
برای جلوگیری از این باد مزاحم کافیست شما زمانی برای انجام این کارها مشخص کنید و متعهد باشید که خارج از این ساعت به هیچ وجه به این موارد نپردازید. مثلا با خود بگویید که از ساعت ۲۳تا ۲۳:۳۰ پیام هایم را چک میکنم و خارج از این ساعت به هیچ وجه سراغ موبایل خود نروید و حتی الامکان آن را خاموش کنید. این راه را برای دیگر موارد هم به کار بگیرید تا از شر مزاحمتشان راحت شوید.

باد مزاحم۳

گاهی هنگام درس خواندن وسوسه میشود که جای خود را مدام عوض کنید تا با این کار حس درس خواندن در شما ایجاد شود ولی همین کار تمرکز را از شما میرباید.

راه حل:
برای از کار انداختن این باد مزاحم لازم است شما جای مشخصی در خانه داشته باشید تا وقتی به آنجا میروید همه کارهای متفرقه خود را فراموش کنید در واقع این جای مشخص باید طوری باشد که شما را فقط به فکر درس خواندن بیاندازد. البته نیازی هم نیست که یک اتاق داشته باشید، همین که یک میز کوچک هم این کار را بکند پس هدف شما محقق شده است. به لحاظ روانشناسی اینکه شما هر بار در یک نقطه از خانه درس بخوانید اصلا توصیه نمیشود.
دقت کنید جاییکه برای درس خواندن در نظر گرفته اید نباید به کار های دیگر اختصاص یابد؛ مثلا خوردن، دراز کشیدن، کار با موبایل و مسائلی مانند این، پای میز کار شما ممنوع است!

باد مزاحم۴

موردی دیگر از بادهای مزاحم کارهایی است که در حین مطالعه به ذهن شما خطور میکند و یا نگرانی هایی که به سراغ شما می آید مثلا اینکه به یاد می آورید که باید به یکی از دوستان خود زنگ بزنید و یا نگران تکلیف انجام نشده تان هستید….

راه حل:
در چنین مواردی بهتر است که یک تکه کاغذ در کنار خود بگذارید و هر کاری که به ذهنتان خطور میکند را در آن یادداشت کنید. با این روش شما جلوی وزش این باد مزاحم را گرفته و نگذاشته اید ریشه های عمیق فکر شما را از درس خارج کند. وقتی مطلب را در کاغذ یادداشت میکنید یعنی این مسائل را در فرصت مناسب پیگیری خواهید کرد و همین باعث میشود فکر شما از آن مساله فراغت پیدا کند.

باد مزاحم ۵

گاهی شما در ابتدای درس خواندن تمرکز خوبی دارید اما همین که کمی پیش میروید احساس میکنید تمرکزتان کاهش یافته است.

راه حل:
مواردی از این دست میتواند به خاطر خستگی باشد اما با یک راه حل درست، همین باد های مزاحم را هم میتوان از بین برد. یکی از راه های مفید در این شرایط این است که شما با خود بگویید مثلا ۱۰ دقیقه دیگر درس را تمام میکنم؛ این تلقین باعث میشود که شما در این ده دقیقه از شر این باد های مزاحم در امان باشید ولی بعد از ۱۰ دقیقه باز هم با آن مواجه خواهید شد؛ این بار باز هم با خود بگویید ۱۰ دقیقه دیگر می روم و استراحت میکنم ….. با تکرار این کار شما حتی میتوانید تا ۱ ساعت به مطالعه خود اضافه کنید که این یک پیروزی بزرگ در برابر باد های مزاحم به شمار میرود. در آخر اگر این راه جواب نداد بهتر است درس خود را عوض کنید و روی درس دیگری وقت بگذارید.

انرژی دزدای خودتون رو بشناسید!

🌸دزدی انرژی چیست؟

وقتی کم میاریم کمبود انرژی داریم به جای دریافت انرژی تمیز از غذاها، طبیعت، درختان خورشید، ورزش، مدیتیشن و… دست به دزدی انرژی میزنیم و از دیگران انرژی میگیریم .

راههای دریافت انرژی پاک در مواقعی که کمبود انرژی داریم:
۱-خواب
۲-غذای سالم و تازه
۳-استراحت
۴-تفریح
۵- مدیتیشن (تمرکز )
۶- طبیعت نورخورشید گیاهان حیوانات

روش درست، گرفتن انرژی از این منابع هست ولی گاهی از دیگران سعی میکنیم کسب انرژی یا دزدی انرژی کنیم.

 

چهار طریق برای دزدی انرژی هست. چهار دسته آدم و رفتار:

۱- افراد ظالم:این دسته با ارعاب و داد و فریاد و ترسوندن بقیه و در رو به هم کوبیدن از دیگران انرژی میگیرند.

۲- افراد مظلوم: با مظلوم نمایی و دردل کردن و از غصه و گرفتاریهاشون گفتن ما رو وادار به دلسوزی میکنن. دیدین اخرش میگن آخیش سبک شدم باهات حرف زدم. اینا هدفشون از بازگو کردن مشکلات راهنمایی و کمک کرفتن نیست چون شما هرچی بگین اونا کار خودشونو میکنن ففط میخوان کمبود انرژیشونو با جلب دلسوزی شما جبران کنن.

۳- افراد غرغرو: با نق زدن ایرادگیری بهانه گیری و توجیه کردن دزدی انرژی میکنن. و تعداد این دسته هم مثل دوتای قبلی کم نیست

۴- افراد منزوی: اینها قوی ترین دزدان انرژیند و بیشترین آسیب رو میتونن بزنن. قهر میکنند و حرف نمیزنند و ناخودآگاه میخوان با اینکار توجه ما را جلب و از ما انرژی بگیرن

حالا دو تا مساله هست اول اینکه چطور به خودمون کمک کنیم دزدی انرژی نکنیم و دوم اینکه در برابر این افراد چه موضعی بگیریم

یادمون باشه هر وقت داریم داد میزنیم یا ناله و غرغر میکنیم میخوایم الکی دردل کنیم یا ایراد بگیریم و بهونه گیری کنیم یا قهر کنیم
سریع به خودمون بگیم:

من کم آوردم.
نیاز به انرژی دارم پس دزدی نمیکنم از راه سالمش کمبودم رو جبران میکنم
با خودمون خلوت کنیم استراحت کنیم یه موزیک شاد یکم پیاده روی در طبیعت
یکم مدینیشن…
شایدم نیاز به خواب یا غذا داریم و همین آگاه شدن بزرگترین کمک رو میکنه

حالا قدم دوم در مورد آدمهایی که کمبود انرژی دارن در مواجه با اونها چه کنیم:

اون کم آورده

چون ناخودآگاه ممکنه از کودکی یاد گرفته باشن که مثلا از مکانیسم های گفته شده در بالا کسب انرژی کنن ! و تو خانواده مرسوم شده باشه،

خیلی ساده برای کمک به کل ، از وقتی آگاه شدیم، وارد بازی نمیشیم
اگر گوش شنوا داشته باشن ، بدون کنایه میتونیم براشون آروم شرح بدیم که کارشون با ما چی کار میکنه و چطور انرژی دزدیده میشه
یا اگه تشخیص بدیم مقاومت دارن و نمیپذیرن و گفتن ما به کار نمیاد، توضیحی هم نمیدیم ،
همین که وارده بازی نشیم ، خودش بزرگتربن کمک به رها شدن از این مکانیسم های غلط است.

البته حتما اولش از اینکه ببینن مکانیسمشون جواب نمیده و انگار کیبوردهاشون کار نمیکنه ، ممکنه ناراحت و عصبی بشن و ممکنه حتی ما را متهم به بی احساسی و …. بکنن..

ولی ما که میدونیم برای شفای این مکانیسم چی کار داریم میکنیم ، بدونه وارد بازی شدن ، کار درست را انجام میدیم

( البته آسون نیست ، تو یه جمعی که همه همیشه به یه مدل رفتار کردن ، شما متفاوت عمل کنید و متفاوت عمل کردن شجاعت و آگاهی و شهامت میخواد… )
برگرفته از کتاب: پیشگویی های آسمانی – جیمز ردفیلد ( فصل سوم و چهارم)

روش تفکر دلفینی

تفکر دلفینی و راضی نگه داشتن همه افراد

چگونه می‌توانیم با تفکر دلفینی راه‌حلی بیابیم که در ارتباطات اجتماعی، برای همه اشخاص راضی‌کننده باشد و ما را به تفاهم برساند؟
نویسندگان کتاب راهبرد دلفینی کلید این امر را تنها در همکاری و انعطاف‌پذیری می‌دانند.
به طور کلی، انسان‌ها را همانند موجودات دریایی به ۳طبقه تقسیم میشوند: ماهی‌های کپور، کوسه‌ها و دلفین‌ها.

دسته اول:
ماهی‌های کپور: که همیشه ماهی‌های قربانی‌اند‌؛ زیرا توسط دیگر ماهی‌ها خورده می‌شوند.
برخی از انسان‌ها نیز چنین‌ هستند؛ آنها کم و بیش و برحسب مورد، قربانی این یا آن چیز، این یا آن مسئله، این یا آن شخص می‌شوند و حتی ممکن است قربانی روابط غلط و تفکرات منفی خود شوند.

دسته دوم:
کوسه ماهی‌ها: هستند با روش (برنده – بازنده). برای اینکه من برنده شوم‌ تو باید بازنده باشی. برای کوسه‌ماهی، هر نوع ماهی، دشمن و یک وعده غذایی بالقوه است. شاید ما نیز این نقش را بازی کرده باشیم ‌یا حداقل با انسانهای کوسه‌ مسلک برخورد کرده باشیم مثل کارکنانی که برای رسیدن به مقام‌های بالا یکدیگر را می‌درند.

دسته سوم:
دلفین ها: نوع دیگری از حیوانات دریایی هستند. این پستانداران آبزی باهوش دارای روحیه همکاری هستند و در ارتباطات خود شیوه برنده _ برنده را برگزیده اند . دلفین هیچ کمبودی ندارد و می خواهد که همه چیز را با همگان تقسیم کند. اگر یک دلفین زخمی شود، ۴ دلفین دیگر او را همراهی می کنند تا خود را به گروه برساند.

در سان دیه گو پژوهشگران ۹۵ کوسه و ۵ دلفین را به مدت یک هفته در استخر بزرگ رها کرده و به مطالعه حالات رفتاری آنها پرداختند. ابتدا کوسه ها به یکدیگر حمله کردند و در این تهاجم تعداد زیادی از آنها نابود شدند، سپس به دلفین ها حمله ور شدند. دلفین ها فقط می خواستند با آنها بازی کنند ولی کوسه ها بی وقفه به آنها حمله می کردند. سرانجام دلفین ها به آرامی کوسه ها را محاصره کرده و هنگامی که یکی از کوسه ها حمله می کرد آنها به ستون فقرات پشت یا دنده هایش می کوبیدند و آنها را می شکستند. به این ترتیب کوسه ها یکی بعد از دیگری کشته می شدند.
پس از یک هفته ۹۵ کوسه مرده و ۵ دلفین زنده در حالی که با هم زندگی می کردند در استخر دیده شدند.

در دنیای کوسه ای، برای برنده شدن دیگران یا باید بمیرند و یا ببازند.
اما در دنیای دلفینی، انعطاف وجود دارد و سر شار از تشخیص های پربار است…

نوشته من :
دنیای زیباتری داشتیم اگر که ما انسان ها نیز دارای چنین تفکر زیبایی می بودیم:
تفکر دلفینی یعنی اینکه؛
غیر از خود به دیگران هم بیاندیشیم؛
با دیگران در زمان بروز مشکلات همذات پنداری کنیم؛
از خوشحالی دیگران مشعوف شویم؛
و از ناراحتی و درد دیگران ما هم احساس درد کنیم؛
با دیگران همدلی و همراهی کنیم؛
دست در دست برای موفقیت هم تلاش کنیم؛
به جای اینکه برای بالا رفتن از نردبان ترقی پا روی کسی بگذاریم دست دیگری را بگیریم و با خود بالا بکشیم که مطمنا در این حال دست دیگری هست که از بالا دستمان را بگیرد…
همکاری،همدلی،همراهی،همفکری و … تمام کارهایی که با انجامشان هم به خودمان کمک کرده ایم هم به دیگران…
پس کمی تأمل کنیم…
کمی تفکر کنیم…
کمی تکان بخوریم…
شاید با کمی تأمل تکان و تغییری مثبت حاصل شود در تفکرمان…
شاید تفکرمان بشود تفکر دلفینی…
که اگر بشود چه می شود آن روز…
پس لطفا…
کمی تأمل کنیم…
بزرگترین دشمن دانش جهل نیست، بلکه توهم دانستن است …

روش هایی برای نفوذ کردن در دل افراد

❤️ روش هایی برای نفوذ کردن در دل افراد
طوری رفتار کنید که دیگران احساس کنند مهم هستند و هر کاری که از دستتان بر می آید صادقانه برایشان انجام دهید

اصول دوستیابی و نفوذ بر دیگران و رهبری مؤثر به قرار زیر است :

۱ – انتقاد، شکایت و محکوم نکنید

۲ – صادق باشید

۳ – در دیگران انگیزه ایجاد کنید

۴ – ذاتاً به دیگران علاقه مند باشید

۵ – همیشه حتی در هنگام مشکلات و سختی ها خنده رو باشید

۶ – به یاد داشته باشید که نام هر فردی زیباترین و مهمترین کلمه است

۷ – شنونده خوبی باشید . دیگران را تشویق کنید در مورد خود صحبت کنند

۸ – بر اساس علایق دیگران صحبت کنید

۹ – طوری رفتار کنید که دیگران احساس کنند مهم هستند و هر کاری که از دستتان بر می آید صادقانه برایشان انجام دهید

۱۰ – بهترین راه موفقیت در بحث ، اجتناب از آن است

۱۱ – به « نظر » دیگران احترام بگذارید . هرگز نگویید « اشتباه می کنید »

۱۲ – اگر اشتباه کردید ، سریع و صادقانه آن را بپذیرید

۱۳ – دوستانه صحبت کنید

۱۴ – طوری صحبت کنید که طرف مقابل همیشه در پاسخ تان « بله » بگوید

۱۵ – اجازه دهید طرف مقابل بیشتر صحبت کند

۱۶ – اجازه دهید طرف مقابل احساس کند از شما برتر است

۱۷ – صادقانه همه چیز را از نگاه طرف مقابل ببینید

۱۸ – با عقاید و آرزوهای مثبت و سازنده دیگران همراه شوید

۱۹ – با افراد مثبت و انگیزه دهنده دوست باشید

۲۰ – عقایدتان را به دیگران تحمیل نکنید

۲۱ – خود را با علائم غیر کلامی طرف مقابل هماهنگ کنید

۲۲ – صادقانه از دیگران تعریف کنید

۲۳ – اشتباهات دیگران را غیر مستقیم تذکر دهید

۲۴ – قبل از انتقاد از دیگران در مورد اشتباهاتتان صحبت کنید

۲۵ – به جای دستور صریح، سؤال کنید

۲۶ – در دیگران احساس امنیت ایجاد کنید

۲۷ – هر پیشرفت جزیی و هر نکته مثبتی را تحسین کنید

۲۸ – مشوق باشید و بکوشید اشتباه دیگران را آسان و قابل اصلاح نشان دهید

۲۹ – بگذارید افراد از انجام پیشنهادات شما خوشحال شوند

۳۰ – اگر برای کسی کاری انجام می دهید ، انتظار جبران نداشته باشید

پنج روش فوق العاده سریع برای افزایش تمرکز

 

اگر شما هم از آن دسته افرادی هستید که دچار حواس پرتی های بسیاری میشوید و تمرکز ندارید، اینجا ۵ راهکار فوق العاده سریع و موثر برایتان آورده ایم. درصورتی که به آنها عمل کنید، پیشرفت شما شگفت انگیز خواهد بود.

 

تمرین تمرکز شماره ۱:

کتابی را انتخاب کنید، یک صفحه از آن را در نظر گرفته و تعداد کلمات موجود در هر پاراگراف را بشمارید. یک بار دیگر این کار را تکرار کنید تا مطمئن شوید که شمارش را درست انجام داده‌اید. در ابتدای کار با یک پاراگراف شروع کنید و هنگامیکه این تمرین برای شما آسان تر شد، تمام کلمات یک صفحه را بشمارید. شمارش را به طور ذهنی و با حرکات چشم‌هایتان انجام دهید.

 

تمرین شماره ۲:

در ذهن خود از یک تا صد را بر عکس بشمارید.

 

تمرین شماره ۳:

در ذهن خود از شماره صد، سه تا سه تا بشمرید و کم کنید. ( ۱۰۰- ۹۷ – ۹۴ –…)

 

تمرین شماره ۴:

یک کلمه و یا یک طرح ساده را انتخاب کنید و آن را به مدت ۵ دقیقه در ذهن خود تکرار کنید. هنگامیکه توانستید بهتر و آسان تر تمرکز کنید. سعی کنید این کار را برای مدت ۱۰ دقیقه انجام دهید و بدون آنکه تمرکز حواس خود را از دست بدهید.

 

تمرین شماره ۵:

یک میوه مثلا یک سیب را بردارید و از همه طرف به آن نگاه کنید. تمام حواس خود را بر روی آن متمرکز کنید و به چیز دیگری غیر از آن سیب فکر نکنید. وقتی به سیب نگاه می کنید به چگونگی رشد آن و یا ارزش غذایی آن و یا حتی مغازه ای که آن را خریده‌اید فکر نکنید، بلکه فقط و فقط به خود سیب فکر کنید. به آن نگاه کنید، آن را ببویید و لمس کنید.