۱۷ تکیه کلام افراد فوق دوست داشتنی

حتما شما هم مثل من چندتایی از این آدم‌ها را می‌شناسید که نظر همه را به خودشان جلب می‌کنند! آدم‌هایی که نمی‌‌توان کاریزمایشان را سنجید، اما همه با آنها احساس راحتی می‌کنند و جذب‌شان می‌شوند.

آنها چطور این کار را می‌کنند؟ با موهبتی خدادادی متولد شده‌اند یا با مطالعه و تمرین فهمیده‌اند که چه چیزهایی روی دیگران بیشتر اثر دارد و آنها را در زندگی‌شان به کار می‌برند؟ احتمالا دومی درست است. به نظرم مهم‌ترین خصلت این آدم‌ها نوع برقراری ارتباط کلامی آنهاست. برای همین، ۱۷ عادت گفتاری این افراد خیلی دوست داشتنی را برای‌تان فهرست کرده‌ام:

۱. هرجا که می‌توانند مودب باشند، هستند

لئوناردو دی کاپریو - مودب بودن

استفاده از کلماتی مثل «لطفا» و «متشکرم» ممکن است همه جا ضرورتی نداشته باشد اما اگر می‌خواهید کاریزماتیک باشید استفاده از آنها بسیار به نفع‌تان خواهد بود.

۲. قدردان محبت‌های کوچک هستند

وقتی کسی به خاطر چیزی از شما تشکر می‌کند گفتن دوکلمه‌ی «خواهش می‌کنم» خیلی بیشتر از «حرفشم نزن» (یا مثلا «باشه») اثر دارد. آدم‌های دوست‌داشتنی از شنیدن تشکر خوشحال می‌شوند و با کلام به آن پاسخ می‌دهند.

۳. تعریف‌شان واقعی است

لئوناردو دی کاپریو - تعریف کردن

در اینجا «واقعی» کلمه‌ی کلیدی است. افراد کاریزماتیک تعریف‌های واقعی به زبان می‌آورند. نه بیهوده تعریف می‌کنند نه چاپلوس‌اند. اگر کسی شایسته‌ی تعریف باشد از گفتن‌اش دریغ نمی‌کنند.

۴. از ته دل همدردی می‌کنند

آنها از عباراتی مانند «حتما خیلی احساس غرور کردی» یا «می‌تونم تصور کنم چقدر عصبانی شدی» استفاده می‌کنند بنابراین هم با احساسات افراد دیگر همراهی می‌کنند و هم به آنها بها می‌دهند (بد نیست این راز را بدانید که آدمها دوست دارند دیگران درک‌شان کنند!)

۵. اطلاعات مفید را با دیگران به اشتراک می‌گذارند

لئوناردو دی کاپریو - به اشتراک گذاشتن اطلاعات

بعضی‌ها اطلاعات را فقط برای خودشان می‌خواهند چون فکر می‌کنند که این کار باعث قدرت آنها می‌شود. چنین آدمی نباشید. البته توجه کنید که: آدم‌های واقعا دوست‌داشتنی متوجه هستند که «اطلاعات» با «شایعات» تفاوت دارد.

۶. به دیگران پیشنهاد کمک می‌دهند

خیلی از ما دلمان می‌خواهد به جامعه کمک کنیم اما نمی‌دانیم از کجا باید شروع کرد. کاریزماتیک‌ترین آدم‌ها خیلی ساده در جستجوی فرصتی برای کمک، فقط به اطراف‌شان نگاه می‌کنند- در خانواده، در جامعه و در هر لحظه از زندگی روزمره (این کار می‌تواند در حد باز نگه داشتن در برای کسی باشد که پشت سر شما دارد وارد می‌شود).

۷. با اعتماد به نفسِ به‌جا صحبت می‌کنند

manipulated-by-charismatic-people2

لاف نمی‌زنند اما در مواجهه با موقعیت‌های چالش‌برانگیز- به خصوص چیزهایی که روی زندگی دیگران اثر دارند- با آرامش، کنجکاوی و اعتماد به نفس به مسئله نزدیک می‌شوند. معمولا می‌شود جملاتی مانند این را از زبان‌شان شنید: «خب، ببینیم چطور باید این مشکلو حل کرد»

۸. از اسامی و عناوینِ محترمانه استفاده می‌کنند

آدم‌های کاریزماتیک اسامی دیگران را به خاطر می‌سپارند و در موقعیت‌هایی که استفاده از عناوین، افراد را خوشحال می‌کند آنها را به کار می‌برند. کسب عناوینی مثل «دکتر» یا «سرهنگ» زمان می‌برد؛ پس چرا از آنها استفاده نکنیم؟

۹. یادشان نمی‌رود که عضوی از تیم هستند

لئوناردو دی کاپریو - تیم

احساس رفاقت می‌تواند موقعیت‌های سخت را قابل تحمل کند. شوخ‌طبعی حتی می‌تواند باعث لذت‌بخش شدن چنین موقعیت‌هایی بشود. آدم‌های خیلی کاریزماتیک در موقعیت‌های سخت جملاتی مثل این به زبان می‌آورند: «عیب نداره، برای همه‌مون همینطوره» و بعد در کنار بقیه برای رسیدن به اهداف تیم تلاش می‌کنند.

۱۰. دیگران را به هم معرفی می‌کنند

می دانید بهترین چیزی که کسی می‌تواند همزمان به دو نفر بگوید چیست؟ «اجازه بدید … را به شما معرفی کنم.» البته ظاهرا این روزها همه به دنبال برقراری ارتباط هستیم اما آدم‌های کاریزماتیک کسانی هستند که علاوه بر ساختن شبکه‌ی ارتباطی خودشان به دیگران هم کمک می‌کنند تا با افراد بیشتری آشنا بشوند.

۱۱. نوبت‌شان را فراموش نمی‌کنند

لئوناردو دی کاپریو - حواس جمع هستند

آدم‌های دوست‌داشتنی وقتی که برای انجام کاری چه مفرح و چه دشوار و ناراحت‌کننده نوبت آنها باشد نمی‌ترسند و قدم پیش می‌گذارند . به عبارت دیگر، آنها اگرچه از دیگران تعریف می‌کنند یا بخشنده هستند اما در عین حال یادشان نمی‌رود که این دفعه مثلا پرداخت صورتحساب ناهار نوبت آنهاست.

۱۲. به دیگران می‌گویند که به آنها اعتماد دارند

فقط سه کلمه :«بهت ایمان دارم». همین کلمات ساده می‌توانند الهام‌بخش موفقیت باشند. همه‌ی افراد به تصدیق شدن نیاز دارند. در عین حال این تصدیق باعث ایجاد محبت نسبت به فرد گوینده می‌شود.

۱۳. به دیگران اجازه می‌دهند برای خودشان تصمیم بگیرند

لئوناردو دی کاپریو - تصمیم گیری

آدم‌های واقعا کاریزماتیک به نظر خود اعتماد دارند اما در عین حال متوجه هستند که دیگران ممکن است دیدگاه متفاوتی داشته باشند و باید بتوانند مسیر زندگی خودشان را انتخاب کنند. به علاوه، رهبران کاریزماتیک از دادن اختیار و سپس اعتماد به دیگران برای دستیابی به چیزی که از آنها خواسته شده ترسی ندارند.

۱۴. گوش می‌دهند و می‌خواهند بیشتر بدانند

لئوناردو دی کاپریو - گوش دادن

آدم‌های خیلی دوست‌داشتنی شنونده‌های فعال و صادقی هستند. می‌توانید با آنها درباره نظرات یا ماجراهایتان صحبت کنید یا از آنها راهنمایی بخواهید و آنها با پرسیدن سئوال و دادن نشانه‌های کلامی نشان می‌دهند که در لحظه حاضر و حتی به موضوع علاقه‌مند هستند. زمان برای همه‌ی ما با ارزش‌ترین منبع است اما آنها حاضرند وقت‌شان را در اختیار شما بگذارند.

۱۵. مسئولیت‌پذیر هستند

این آدم‌ها مسئولیت کار یا خطایشان را می‌پذیرند و کنترل اموری را که باید تحت نظارت‌شان باشد به دست می‌گیرند. بنابراین با عقل جور درمی‌آید که بگوییم آدمهای قابل اعتماد بسیار دوست داشتنی‌اند.

۱۶. حمایت‌شان را اعلام می‌کنند

لئوناردو دی کاپریو - حمایت

ما آدم‌هایی را که کنارمان می‌مانند و کاری می کنند احساس کنیم ما را حمایت می‌کنند دوست داریم. در ارتش به این کار می‌گویند «هوای ساعت شش همدیگه را داشتن» (ساعت شش موقعیت پشت سر فرد است). کسی را به یاد بیاورید که در موقع نیاز از شما حمایت کرده است و به من بگویید که در آن لحظه چقدر برایتان دوست داشتنی می‌نمود؟

۱۷. همیشه می‌پرسند :«چرا که نه؟»

لئوناردو دی کاپریو - چرا که نه

آدم‌های دوست داشتنی اغلب آدم‌هایی رویاپرداز، مثبت‌نگر و عمل‌گرا هستند. رابرت اف کندی این آدم‌ها را به بهترین وجه توصیف کرده است: «بعضی‌ها عادت دارند چیزها را همانطور که هستند نگاه کنند و بپرسند چرا؟ من رویای چیزهایی را می‌بینم که هرگز وجود نداشته‌اند و می‌پرسم چرا که نه؟»

۹ رفتار فوق جذاب در افراد کاریزماتیک

نمی‌توانید دیگران را شیفته‌ی خودتان کنید؟ دلتان می‌خواهد شبیه آدم‌های کاریزماتیک باشید؟ در این مقاله ۹ رفتار گیرا و جذاب را به شما معرفی می‌کنیم که از ویژگی‌های افراد کاریزماتیک است.

کاریزما، مجموعه‌ای از رفتارها است که ربطی به زیبایی فیزیکی ندارد. این خبرِ خوبی برای کسانی است که توقعی نمی‌رود عکس‌شان روی جلد مجله‌های مُد چاپ شود. برای اینکه جذاب شوید نیازی به جراحی پلاستیک ندارید، فقط کافیست این رفتارها را تمرین کنید.

در این مقاله، عناصر کاریزما را بر اساس تحقیقات هوارد فریدمن (Howard Friedman) استاد برجسته‌ی روان‌شناسیِ دانشگاه کالیفرنیا، معرفی می‌کنیم.

 

 

۱. واکنش‌های هیجانی

رفتار مادربزرگ‌تان را در نظر بگیرید وقتی که بعد از مدت زیادی شما را می‌بیند؛ او دست هایش را بالا می‌برد و زانوهایش خم می‌شوند. یا اینکه وقتی شب‌ها به خانه برمی‌گردم، سگم از خوشحالی می‌رقصد.

مردم همراهی با کسانی را دوست دارند که از زبانِ اشاره‌ها، برای نشان دادنِ احساسات‌شان استفاده می‌کنند. قطعا دل‌تان نمی‌خواهد سرِکار، دلقک‌بازی دربیاورید و رفتارهای نامناسبی از خود نشان دهید، ولی رفتارهای متناسب با موقعیت و اتفاقاتی که در جریان است، خوشایند و جذاب هستند.

 

 

۲. خنده‌ی واگیردار

خنده ی جذاب

من مدیر فروشی را در حوزه‌ی مدیریت مالی می‌شناسم که خنده‌ی بسیار خاصی را از پدرش به ارث برده است، اگر شما نیز یک بار این خنده را بشنوید، تا آخر عمر آن‌ را فراموش نخواهید کرد. این موهِبت را ژن‌های او برایش به همراه داشته‌اند.

این خاصیتِ شیطنت‌آمیز و مسخره‌ی صدا، شوخ‌طبعیِ شما را تحریک می‌کند. هر بار که من این خنده را می‌شنوم، بی‌اراده، لبخندی بر چهره‌ام ظاهر می‌شود.

از طرف دیگر، چندبار پیش آمده که مدیران اجرایی، که از قضا مرد هستند، به من مراجعه کرده‌اند و برای خَلاصی از خنده‌ای که توسط خانم‌ها «ناخوشایند» خوانده شده از من کمک خواسته‌اند. من نتوانستم به آنها کمکی کنم، ولی یاد گرفتم خنده همان‌طور که می‌تواند جذاب باشد، می‌تواند زننده و ناخوشایند هم باشد. فرقی نمی‌کند زن باشید یا مرد، با خنده‌ی زننده و نامتناسب، نمی‌توانید اطرافیان را جذب کنید.

 

 

۳. نشان دادن احساسات از طریق صدا

تا به حال دقت کرده‌اید چقدر خوب است وقتی به یک نفر تلفن می‌زنید و وقتی او شما را می‌شناسد، رضایت و هیجان در صدایش منعکس می‌شود؟ حتی اگر این اثر در صدا ظریف باشد، باز هم از این که به شما بها داده‌ شده است، لذت می‌برید.

صدای سرزنده و رسا یکی از مؤثرترین ابزارهای دنیاست، خصوصا وقتی طنین‌دار باشد و زیر و بم و سرعت و بلندیِ آن، به طور متناسب تغییر کند.

۴. لمس دوستانه

لمس کردن نباید به نحوی باشد که به خاطر شدت، فشار یا ناحیه‌ای که لمس می کنید فرد مقابل احساس ناراحتی داشته باشد، بلکه صرفا به معنای لمس دوستانه‌ی بازو، شانه، یا دست است. پیشخدمت‌هایی که در این مورد مهارت دارند انعام بیشتری به‌دست می‌آورند.

شاید به یاد داشته باشید که جورج بوش، رئیس‌جمهور امریکا وقتی از پشت به آنگلا مرکل (Angela Merkel)، صدر اعظم آلمان، که روی صندلی نشسته بود نزدیک شد و شروع به مالیدن شانه‌های او کرد باعث شگفتی دنیای غرب شد. خود آنگلا مرکل هم شوکه شده بود.

لمس کردن آرام بازو، نشانه‌ای گرم و دوستانه است که می‌تواند باعث تَسلی خاطر طرف مقابل شود.

 

 

۵. از بودن در مرکز توجه لذت ببرید

مرکز توجه بودن

هرچند بیشتر مردم نظرات متضادی در مورد مرکزِ توجه واقع شدن دارند، اما بعضی‌ها با قرار گرفتن در مرکز توجهِ مردم، تازه شکوفا می‌شوند و به بهترین نحو ظاهر می‌شوند.

در واقع بیشتر بازیگران هم‌صحبت خوبی نیستند و شخصیت برون‌گرایی ندارند، اما همین که در مقابلِ جمعیت قرار بگیرند، موتورشان به کار می‌افتد و خودشان را نشان می‌دهند.

وقتی فیلیپ سیمور هافمن (Philip Seymour Hoffman) درگذشت، همسرم حرف جالبی درباره‌ی او زد: «وقتی جلوی دوربین بود به نظر می‌رسید می‌تواند اعصابش را به سطح پوستش بیاورد و احساساتش را در لنز دوربین بریزد. این توانایی باید برای او تجربه‌ی خوشایندی بوده‌ باشد؛ فرصتی برای تخلیه‌ی آشفتگی‌های درونی.»

 

 

۶. چهره‌ی گویا

رونالد ریگان (Ronald Reagan) بیشتر به خاطر چهره‌ی گویایش به عنوان «سخنرانی تأثیرگذار» مشهور بود. او می‌توانست مثل هر ایرلندیِ اصیلی درست در زمانِ نیاز بدرخشد و خوشی نشان دهد.

بیشترِ ارتباط چشمی شنونده روی صورت شما متمرکز است. هرچه او بتواند اطلاعات بیشتری را از روی چهره بخواند، بیشتر دقت می‌کند و نه تنها ایده‌ها، بلکه معانیِ احساسیِ نهفته در کلمات شما را نیز درک می‌کند.

بر اساس تجربه‌ی خودم، بیشتر کسانی که در موضع قدرت هستند دارای چهره‌ی بسته (بی‌حالت) هستند و از نفوذناپذیریِ چهره‌شان برای ایجاد ترس و فرمان‌بُرداری، استفاده می‌کنند. چهره‌های بسته، حالتی سرد دارند و احساسات زیادی را منعکس نمی‌کنند، در حالی که چهره‌های باز، گرم و گویا هستند و در نود درصد موارد، چهره‌های گرم نسبت به چهره‌های سرد، برتری دارند.

اگر موهای بلند دارید (حالا چه مرد یا زن)، نباید بگذارید پیشانی‌تان زیر موهای چتری پنهان شود. پیشانی، برای نشان دادن بسیاری از احساسات، ناحیه‌ای مؤثر محسوب می‌شود و مثل بیلبوردی برای چهره‌ی شما عمل می‌کند.

 

۷. گرم گرفتن با غریبه‌ها

بر اساس نتایج حاصل از پرسش‌نامه‌ا‌ی که چند سال پیش توسط سیمز یث (Sims Wyeth) و همکارانش طراحی و اجرا شد، کسانی که خود را درون‌گرا می‌دانستند، بیشتر دوست داشتند با افراد برون‌گرا معاشرت کنند و افراد برون‌گرا نیز احساس مشابهی داشتند.

بیایید روراست باشیم، همه‌ی ما از بودن با کسانی که موانع بین افراد را زیر پا می‌گذارند و تجربه‌ی اجتماعیِ شاد و باروحی ایجاد می‌کنند، لذت می‌بریم.

من افرادی که این توانایی را دارند که با غریبه‌ها سرِصحبت را باز کنند و آنها را درگیر یک مکالمه‌ی واقعی کنند، تحسین می‌کنم. منظورم صحبت‌های متظاهرانه و پُرحرارت در مورد موضوعات بی معنی نیست؛ بلکه ویژگی‌های مورد نظر من صریح بودن، واقع‌بین بودن و مهارت گوش‌دادن است.

۸. نگاه‌های نافذ

نگاه نافذ

تعیینِ تعریفی مشخص برای «نگاه نافذ» کار سختی است، ولی وقتی با آن مواجه شویم، تشخیصش می‌دهیم. من این نوع نگاه را در بچه‌ها دیده‌ام. همچنین در همسرم که مهارت زیادی در آن دارد. باید اعتراف کنم که وقتی نوجوان بودم، ساعت‌ها جلوی آینه این نوع نگاه را تمرین می‌کردم.

ویلیام بلیک (William Blake)، شاعر مشهور انگیسی چنین گفته‌ است:

«وقتی با چشم‌ها، و نه از درون چشم‌ها، به دیگران می‌نگریم، دروغ‌های‌شان را باور می‌کنیم.»

یک نگاه نافذ هم همین‌طور است و نه با چشم‌ها، بلکه از درون آنها ساخته می‌شود و در عمق وجود کسی که نگاه می‌کند و کسی که به او نگاه می‌شود، نفوذ می‌کند.

۹. مهارت در پانتومیم

تفاوت پانتومیم با واکنش‌های هیجانی در عمدی‌تر و قابل‌کنترل‌تر بودن پانتومیم است. پانتومیم یعنی توانایی اجرای داستان، یعنی بتوانید با حرکات بدنتان به شنونده کمک کنید آنچه را به او می‌گویید، تصویرسازی کند. این مهارت به چهره‌ی گویا هم مربوط است، هرچه مخاطبان‌تان بیشتر متوجهِ زبان بدن شما شوند، بهتر می‌توانند منظورتان را درک کنند و از مصاحبت با شما، بیشتر لذت می‌برند.

جوان‌های زیادی را دیده‌ام که داستان‌هایی که برای همدیگر تعریف می‌کنند را اجرا می‌کنند. آنها فقط می‌گویند: «او این طوری کرد… من این شکلی بودم… بعد او این طوری…»، آنها عملا از کلمات برای توصیف حرکات استفاده نمی‌کنند، فقط با پانتومیم اجرا می‌کنند و همه هم از این روش خوش‌شان می‌آید.

استفاده از دست‌هایتان‌ برای بیان یک مطلب در سخنرانی‌ها روشی مؤثر و قابل قبول است. در واقع اگر از دستان‌تان استفاده نکنید، شنونده‌ها ممکن است تا ۷۵ درصد از منظورتان را متوجه نشوند. مطمئن شوید که حرکات و اداها را به شکل درستی به کار می‌برید، نباید حرکات‌تان طوری باشد که انگار مورد حمله‌ی یک دسته زنبور قرار گرفته‌اید؛ حرکاتی که به کار می‌برید باید سنجیده باشند و برای مقصود مشخصی شکل بگیرند و به کار برده شوند.

حرکات دست

حالا به دو سؤالِ اساسی و پراهمیت می‌رسیم، اول این که آیا کاریزما یادگرفتنی است؟ و دوم این که آیا باید آن را یاد گرفت یا این کار فقط یک جور فریبکاری و تظاهر است؟

در جواب به سؤال اول من می‌گویم بله، به نظر من کاریزما را می‌توان یاد گرفت. همان طور که ما رفتارهای مؤدبانه را یاد می‌گیریم، مثل این که بگوییم «لطفا…» یا «متشکرم.» تا در نظر دیگران خوشایندتر به نظر برسیم، می‌توانیم کاریزما را هم یاد بگیریم.

و سؤال دوم، آیا باید برای یاد گرفتن اینطور مهارت‌ها تلاش کنیم؟ من جواب می‌دهم البته که باید این کار را بکنید! اما بدون این که به کسی صدمه بزنید یا آنها را فریب دهید. این تکنیک‌ها نیستند که شما را متقلب و فریبکار کنند، بلکه هدف از انجام آنهاست.

در هر حال، شما این توانایی را در خود دارید که رفتارهای جدید را کسب کنید، فقط به این شرط که به اندازه‌ی کافی برای‌تان مهم باشند. آیا این کار آسان است؟ نه. ولی آیا قابل انجام است؟ مطمئن باشید که هست.

۱۲ کار که افرادی با روحیه‌ بالا انجام نمی‌دهند

افرادی که از روحیه‌ بالایی برخوردارند، عادت‌های خوبی در زندگی خواهند داشت. آنها احساسات، افکار و رفتارشان را طوری مدیریت می‌کنند که آنها را برای موفقیت در زندگی آماده می‌کند. افرادی که ذهن قدرتمندی دارند رفتارهای اشاره شده در ادامه مقاله را هرگز انجام نمی‌دهند. شما هم سعی کنید با خودداری از آنها به یکی از این افراد تبدیل شوید.

۱. وقت‌شان را با تأسف خوردن به حال خودشان تلف نمی‌کنند

افرادی که روحیه‌ قوی دارند هرگز برای تأسف به خاطر اتفاقاتی که برای‌شان می‌افتد یا رفتاری که دیگران با آنها دارند وقتی صرف نمی‌کنند. در عوض، مسئولیت نقشی که در زندگی دارند را بر عهده می‌گیرند و درک می‌کنند که زندگی همیشه آسان یا عادلانه نیست.

۲. قدرت‌شان را به دیگران واگذار نمی‌کنند

این افراد به دیگران اجازه‌ نمی‌دهند که آنها را تحت کنترل بگیرند و بر آنها اعمال قدرت کنند. هرگز حرفی مثل این که «رئیسم حال من را بد می‌کند.» به زبان نمی‌آورند چون آنها می‌دانند که کنترل احساس‌شان به دست خودشان است و نسبت به واکنش خودشان حق انتخاب دارند.

۳. از تغییر فرار نمی‌کنند

روحیه مواجهه با تغییر

افرادی که ذهن قدرتمند دارند از تغییر خودداری نمی‌کنند‌. آنها انعطاف‌پذیرند و از تغییرات مثبت استقبال می‌کنند. آنها می‌دانند که تغییر اجتناب‌ناپذیر است و به توانایی خودشان در انطباق با شرایط، ایمان دارند.

۴. انرژی‌شان را با تلاش برای تغییر چیزهایی که نمی‌توانند کنترل کنند هدر نمی‌دهند

شما هیچ‌وقت نمی‌بینید کسی که روحیه‌ بالایی دارد از ترافیک سنگین یا گم شدن چمدانش شکایت کند. به جای آن بر مواردی که می‌توانند کنترل کنند تمرکز دارند. آنها می‌فهمند که گاهی ممکن است تنها چیزی که توانایی کنترل آن را دارند دیدگاه‌شان باشد. پس به جای تلاش بیهوده برای تغییر چیزی که نمی‌توانند آن را عوض کنند دیدگاه خودشان را نسبت به آن تغییر می‌دهند‌.

۵. به دنبال راضی‌ نگه داشتن همه نیستند

افرادی با روحیه‌ قوی می‌دانند که لازم نیست همیشه همه را راضی نگه دارند. همچنین از نه گفتن یا مخالفت کردن نمی‌ترسند. آنها سعی می‌کنند مهربان و عادل باشند، ولی اگر قادر به شاد کردن دیگران نیستند لااقل موجب ناراحتی آنان نمی‌شوند.

۶. از ریسک کردن حساب‌شده نمی‌ترسند

روحیه ریسک پذیری

آنها از ریسک‌های احمقانه و بی‌گدار به آب زدن بدشان می‌آید، ولی با ریسک‌های حساب‌شده مشکلی ندارند. افرادی که ذهن قدرتمند دارند قبل از اتخاذ تصمیم مهم، برای بررسی ریسک‌ها و منافع آن کار، وقت می‌گذارند، در عین حال پیش از اینکه دست به عمل بزنند از شکست‌هایی که ممکن است رخ بدهد کاملا آگاهند.

۷. در گذشته زندگی نمی‌کنند

افرادی که روحیه‌ قوی دارند وقت‌شان را صرف فکر کردن به گذشته و آرزوی متفاوت بودن آن نمی‌کنند. آنها گذشته را تصدیق می‌کنند و می‌دانند که چه چیزی از آن یاد گرفته‌اند. همچنین تجربه‌های بد را مدام به خودشان یادآوری نکرده یا دائما درباره‌ی موفقیت‌های گذشته خیال‌بافی نمی‌کنند. آنها در حال زندگی کرده و آینده را می‌سازند.

۸. اشتباهات‌شان را تکرار نمی‌کنند

افرادی که روحیه‌ بالایی دارند مسئولیت کارهای‌شان را بر عهده می‌گیرند و از اشتباهات گذشته درس می‌آموزند. در نتیجه آنها این اشتباهات را دوباره تکرار نمی‌کنند، در عوض رو به جلو حرکت کرده و در آینده تصمیمات بهتری می‌گیرند.

۹. موفقیت دیگران آنها را ناراحت نمی‌کند

کسی که روحیه‌ قوی داشته باشد می‌تواند از موفقیت دیگران خوشحال شود و آن را تحسین کند. این افراد وقتی دیگران از آنها جلو می‌افتند، احساس حسادت یا فریب خوردن نمی‌کنند. آنها یاد می‌گیرند که لازمه موفقیت انجام کار زیاد است و تصمیم می‌گیرند که برای موفقیت خودشان سخت کار کنند.

۱۰. با یک بار شکست ناامید نمی‌شوند

حفظ روحیه هنگام شکست

افرادی که از روحیه‌ قدرتمندی برخوردارند شکست را دلیلی برای ناامیدی نمی‌بینند. در عوض از شکست به عنوان فرصتی برای رشد و پیشرفت استفاده می‌کنند. آنها آن‌قدر تلاش می‌کنند تا بالاخره موفق شوند‌.

۱۱. از زمان تنهایی نمی‌ترسند

افراد با روحیه‌ بالا می‌توانند تنهایی را تحمل کرده و از سکوت نترسند. آنها از تنها ماندن با افکارشان، ترسی ندارند و از زمان استراحت و تنهایی برای افزایش بهره‌وری استفاده می‌کنند. همچنین از بودن با خودشان لذت برده و همیشه برای سرگرمی به همراهی دیگران نیازمند نیستند و می‌توانند تنها هم خوشحال باشند.

۱۲. احساس نمی‌کنند که از دنیا طلب‌کار هستند

افرادی که ذهن قدرتمندی دارند دنیا را بدهکار خودشان نمی‌دانند. آنها با این تصور که دیگران از آنها مواظبت می‌کنند یا دنیا باید چیزی به آنها بدهد زندگی نمی‌کنند؛ در عوض با توجه به شایستگی‌ها و استعدادهای خودشان به دنبال فرصت‌ها می‌روند.

انرژی دزدای خودتون رو بشناسید!

🌸دزدی انرژی چیست؟

وقتی کم میاریم کمبود انرژی داریم به جای دریافت انرژی تمیز از غذاها، طبیعت، درختان خورشید، ورزش، مدیتیشن و… دست به دزدی انرژی میزنیم و از دیگران انرژی میگیریم .

راههای دریافت انرژی پاک در مواقعی که کمبود انرژی داریم:
۱-خواب
۲-غذای سالم و تازه
۳-استراحت
۴-تفریح
۵- مدیتیشن (تمرکز )
۶- طبیعت نورخورشید گیاهان حیوانات

روش درست، گرفتن انرژی از این منابع هست ولی گاهی از دیگران سعی میکنیم کسب انرژی یا دزدی انرژی کنیم.

 

چهار طریق برای دزدی انرژی هست. چهار دسته آدم و رفتار:

۱- افراد ظالم:این دسته با ارعاب و داد و فریاد و ترسوندن بقیه و در رو به هم کوبیدن از دیگران انرژی میگیرند.

۲- افراد مظلوم: با مظلوم نمایی و دردل کردن و از غصه و گرفتاریهاشون گفتن ما رو وادار به دلسوزی میکنن. دیدین اخرش میگن آخیش سبک شدم باهات حرف زدم. اینا هدفشون از بازگو کردن مشکلات راهنمایی و کمک کرفتن نیست چون شما هرچی بگین اونا کار خودشونو میکنن ففط میخوان کمبود انرژیشونو با جلب دلسوزی شما جبران کنن.

۳- افراد غرغرو: با نق زدن ایرادگیری بهانه گیری و توجیه کردن دزدی انرژی میکنن. و تعداد این دسته هم مثل دوتای قبلی کم نیست

۴- افراد منزوی: اینها قوی ترین دزدان انرژیند و بیشترین آسیب رو میتونن بزنن. قهر میکنند و حرف نمیزنند و ناخودآگاه میخوان با اینکار توجه ما را جلب و از ما انرژی بگیرن

حالا دو تا مساله هست اول اینکه چطور به خودمون کمک کنیم دزدی انرژی نکنیم و دوم اینکه در برابر این افراد چه موضعی بگیریم

یادمون باشه هر وقت داریم داد میزنیم یا ناله و غرغر میکنیم میخوایم الکی دردل کنیم یا ایراد بگیریم و بهونه گیری کنیم یا قهر کنیم
سریع به خودمون بگیم:

من کم آوردم.
نیاز به انرژی دارم پس دزدی نمیکنم از راه سالمش کمبودم رو جبران میکنم
با خودمون خلوت کنیم استراحت کنیم یه موزیک شاد یکم پیاده روی در طبیعت
یکم مدینیشن…
شایدم نیاز به خواب یا غذا داریم و همین آگاه شدن بزرگترین کمک رو میکنه

حالا قدم دوم در مورد آدمهایی که کمبود انرژی دارن در مواجه با اونها چه کنیم:

اون کم آورده

چون ناخودآگاه ممکنه از کودکی یاد گرفته باشن که مثلا از مکانیسم های گفته شده در بالا کسب انرژی کنن ! و تو خانواده مرسوم شده باشه،

خیلی ساده برای کمک به کل ، از وقتی آگاه شدیم، وارد بازی نمیشیم
اگر گوش شنوا داشته باشن ، بدون کنایه میتونیم براشون آروم شرح بدیم که کارشون با ما چی کار میکنه و چطور انرژی دزدیده میشه
یا اگه تشخیص بدیم مقاومت دارن و نمیپذیرن و گفتن ما به کار نمیاد، توضیحی هم نمیدیم ،
همین که وارده بازی نشیم ، خودش بزرگتربن کمک به رها شدن از این مکانیسم های غلط است.

البته حتما اولش از اینکه ببینن مکانیسمشون جواب نمیده و انگار کیبوردهاشون کار نمیکنه ، ممکنه ناراحت و عصبی بشن و ممکنه حتی ما را متهم به بی احساسی و …. بکنن..

ولی ما که میدونیم برای شفای این مکانیسم چی کار داریم میکنیم ، بدونه وارد بازی شدن ، کار درست را انجام میدیم

( البته آسون نیست ، تو یه جمعی که همه همیشه به یه مدل رفتار کردن ، شما متفاوت عمل کنید و متفاوت عمل کردن شجاعت و آگاهی و شهامت میخواد… )
برگرفته از کتاب: پیشگویی های آسمانی – جیمز ردفیلد ( فصل سوم و چهارم)

نظریه های جالب انگیزش

انگیزش نظریه های جالبی دارد ولی دو نظریه سایق و داعیه از اساسی ترین آنها به هستند. در این قسمت هر کدام رو برای شما توضیح میدهیم :


نظریه سایق
طرفداران نظریه سایق بیشتر به جنبه های نیروزای سابق اهمیت می دهند. همان گونه که یک اتومبیل برای حرکت و انجام کار به سوخت لازم نیاز دارد انسان نیز برای رفتار خود باید نیروی کافی در اختیار داشته باشد. هر چه نیرو بیشتر باشد سطح سایق و انگیز بالاتر می رود.
بر اساس نظریه سایق کمبود مواد لازم مانند آب و غذا نیاز به وجود می آورد که به نوبه خود سطح سایق را بالا می برد و در نتیجه نیروی به دست آوردن آب و غذا افزایش می یابد. مواد مخدر هم موجب افزایش سایق می شوند. در واقع سایق به نیروی فشاری اطلاق می شود که رفتار از آن پدید می آید.

نظریه داعیه
نظریه داعیه بیانگر نیروی جاذبه و کششی است که در محرک وجود دارد و ارگانیزم را به سوی خود جلب می کند و رفتار خاصی پدید می آورد. بنابراین هر محرکی که پاداش یا عامل تقویتی را همراه داشته باشد داعیه نامیده می شود و موجب بروز نوعی رفتار می شود. داعیه می تواند به صورت مثبت یا منفی جلوه کند.

طرزفکر :داعیه مثبت فرد را به سوی خود جلب می کند و داعیه منفی او را از خود دور می سازد. بنابراین نظریه داعیه با اشیاء، رویدادها و اوضاع و احوالی سر و کار دارد که برای افراد پاداش دهنده یا تنبیه کننده می باشند. غذا، شهرت، حیثیت و پول داعیه های مثبت می باشند اما رنج، اضطراب، گرسنگی و فقر و ناکامی داعیه های منفی هستند. امروز روان شناسان نقش داعیه را مهمتر از سایق می دانند و آن را در بروز رفتار به ویژه یادگیری موثرتر دانسته اند.

انگیزه های فیزیولوژیک
روان شناسان و زیست شناسان انگیزه های فیزیولوژیکی را مهمترین و اصلی ترین انگیزه ها دانسته اند و معتقدند که آنها فنرهای اصلی رفتار یا نیروهای پویای درونی هستند و اگر وجود نداشته باشند موجود زنده به صورت یک ماشین بی سوخت در می آید. به طور کلی هر یک از این انگیزه ها دارای جاذبه و نیروی متفاوتی می باشد. روان شناسان بر اثر تجربه و آزمایشهایی که در مورد موشها و دیگر جانوران انجام داده اند به اهمیت انگیزه ها پی برده اند و آنها را به ترتیب زیر مشخص نموده اند: انگیزه مادری، تشنگی، گرسنگی، جنسی و اکتشاف.

انگیزه مادری
بنا به تحقیق روان شناسان انگیزه مادری یکی از نیرومندترین انگیزه هاست که در جانوران به صورت قالبی و یکنواخت انجام می گیرد اما در پستانداران به ویژه در آدمیان تنوع پیدا می کند. یعنی انگیزه مادری در انسان به شکلهای مختلف جلوه می کند و بستگی به فرهنگ و راه و رسم هر جامعه دارد. ظهور این انگیزه در جامعه های غربی به شدت و اهمیت جامعه های اسلامی و جهان سوم نیست. انگیزه مادری که عبارت از علاقه مندی مادر به غذا دادن، نگهداری و مواظبت، غمخواری و دوست داشتن فرزند باشد بر اثر تراوش هورمون پرولاکتین به وجود می آید که در بخش پیشین هیپوفیز قرار دارد. اگر این هورمون را به هر زن یا مردی تزریق کنند انگیزه مادری در او ایجاد می شود. در زنان از همان زمان بارداری این هورمون شروع به تراوش می کند. اگر به کرتکس مغز زنان حامله یا بچه دار صدمه ای برسد انگیزه مادری در آنان از بین می رود.

انگیزه تشنگی
پس از انگیزه مادری تشنگی دومین انگیزه نیرومند فیزیولوژیکی می باشد. حالتی که بر اثر تشنگی به وجود می آید خشکی دهان، زبان و گلو است که میل و احساس نوشیدن آب را در موجود زنده پدید می آورد و اگر تا چند ساعت اب به او نرسد در همه بافتهای بدن حالت خشکی ایجاد می شود. اگر به وسیله ای غیر از دهان به معده حیوان تشنه ای آب برسانند دست کم ۱۵ دقیقه طول می کشد تا آب جذب بدن شود و حالت تشنگی از بین برود و دیگر میلی به نوشیدن آب پیدا نکند اما اگر زمان کمتر از ۱۵ دقیقه باشد حیوان هنوز احساس تشنگی می کند. همچنین تجربه نشان داده است که هر موجود زنده ای فقط به اندازه کمبود خود آب می خورد.
بخش پسین غده هیپوفیز در تنظیم میزان آب بدن دخالت دارد. اختلال در کار این غده موجود زنده را به نوشیدن آب بیشتری وادار می کند و ادرار او نیز افزایش می یابد. در واقع هورمونی که از بخش پسین غده هیپوفیز تراوش می شود سبب تنظیم آب بدن می گردد. اما گروهی از پژوهشگران معتقدند که این امر را به اثبات رسانده اند. از سویی باید در نظر داشت که تراوش منظم غده هیپوفیز در تنظیم کار غده های دیگر و بسیاری از فعالیتهای بدنی موثر است.

انگیزه گرسنگی
گرسنگی سومین انگیزه نیرومند فیزیولوژیکی است اما در حقیقت یکی از نیرومندترین آنهاست. زیرا انگیزه های دیگر را تحت تاثیر خود قرار می دهد و بیش از همه در جهان امروز درباره آن صحبت می شود. بنا به آمارهای جهانی بیشتر از یک سوم جمعیت جهان در حال نیم گرسنگی دائم به سر می برند و گرفتار انواع بیماریهای ناشی از آن می باشند.
گرسنگی هنگامی پدید می آید که فرد به واسطه نبودن یا کمبود غذا درد یا فشار خاصی را همراه با تشنج و انقباض معدی یا به اصطلاح مالش احساس می کند. پژوهشگران را عقیده بر این است که گرسنگی در نتیجه کاهش در قند خون ایجاد می شود. تزریق گلوکز گرسنگی را رفع می کند. اما تزریق انسولین موجب بروز آن می گردد. آزمایش دیگر نشان داده است که اگر خون سگ سیری را به سگ گرسنه ای تزریق کنند حالت گرسنگی او از بین می رود. به علاوه احساس گرسنگی به معده و حتی اعصابی که مغز و معده را پیوند می دهد بستگی ندارد. هنگامی که معده شخص را خارج کنند و ارتباط عصبی آن را با مغز قطع نمایند احساس گرسنگی در او از میان نمی رود. در آزمایشی با تحریک هیپوتالاموس موش به وسیله جریان ضعیف برق و در آزمایش دیگری با برداشتن یک قسمت از هیپوتالاموس مشاهده گردید که حیوان بی آنکه نیازی به غذا داشته باشد شروع به خوردن غذا می کند. این خود نمودار آن است که هیپوتالاموس در تنظیم غذا کارساز است.
در واقع بدن هر موجود زنده ای به مواد لازم غذایی نیاز دارد. کمبود هر یک از این مواد نیاز و میل به آن ماده را در او به وجود می آورد. به همین سبب تغذیه آزاد را بهترین نوع تغذیه دانسته اند. به طور کلی نه تنها انسان بلکه حیوانات غذاهایی را انتخاب می کنند که بدنشان به آنها نیاز دارد. همین امر در مورد افراد آدمی نیز به اثبات رسیده است. بو و مزه غذا نیز موجب اشتها و عدم اشتها به غذا می شود و این می رساند که بدن به مواد موجود در غذا نیاز دارد یا ندارد.
روان شناسان برای پی بردن به اثر گرسنگی آزمایشهای گوناگونی ترتیب داده اند و از مجموعه آنها چنین نتیجه گرفته اند که آزمودنیها در این حالت علاوه بر ضعف عمومی بدن و درد گرسنگی نسبت به هر کاری
بی حوصله، حساس، زودرنج، تحریک پذیر و بی میل به جنس مخالف بوده اند. همه توجه آنها به غذا و امور آشپزی جلب شده بود. از این رو به کارهای دیگر علاقه ای نشان نمی دادند. همه فکر و ذکرشان غذا بود. تزلزل اخلاقی، مانند بدقولی، دزدی و بی عاطفگی در آنان فراوان دیده می شد. مختصر آنکه انگیزه های عالی انسان و فعالیتهای عقلی و اجتماعی و بشر دوستانه راه انحراف و سقوط را پیش گرفته بود.

انگیزه جنسی
انگیزه جنسی نه تنها در آدمیان بلکه در همه جانوران وجود دارد. رفتار جنسی در حیوانات به شکلهای گوناگونی دیده می شود اما ظهور و انجام انگیزه در هر گونه ای از جانوران به روش خاصی است.

روش تفکر دلفینی

تفکر دلفینی و راضی نگه داشتن همه افراد

چگونه می‌توانیم با تفکر دلفینی راه‌حلی بیابیم که در ارتباطات اجتماعی، برای همه اشخاص راضی‌کننده باشد و ما را به تفاهم برساند؟
نویسندگان کتاب راهبرد دلفینی کلید این امر را تنها در همکاری و انعطاف‌پذیری می‌دانند.
به طور کلی، انسان‌ها را همانند موجودات دریایی به ۳طبقه تقسیم میشوند: ماهی‌های کپور، کوسه‌ها و دلفین‌ها.

دسته اول:
ماهی‌های کپور: که همیشه ماهی‌های قربانی‌اند‌؛ زیرا توسط دیگر ماهی‌ها خورده می‌شوند.
برخی از انسان‌ها نیز چنین‌ هستند؛ آنها کم و بیش و برحسب مورد، قربانی این یا آن چیز، این یا آن مسئله، این یا آن شخص می‌شوند و حتی ممکن است قربانی روابط غلط و تفکرات منفی خود شوند.

دسته دوم:
کوسه ماهی‌ها: هستند با روش (برنده – بازنده). برای اینکه من برنده شوم‌ تو باید بازنده باشی. برای کوسه‌ماهی، هر نوع ماهی، دشمن و یک وعده غذایی بالقوه است. شاید ما نیز این نقش را بازی کرده باشیم ‌یا حداقل با انسانهای کوسه‌ مسلک برخورد کرده باشیم مثل کارکنانی که برای رسیدن به مقام‌های بالا یکدیگر را می‌درند.

دسته سوم:
دلفین ها: نوع دیگری از حیوانات دریایی هستند. این پستانداران آبزی باهوش دارای روحیه همکاری هستند و در ارتباطات خود شیوه برنده _ برنده را برگزیده اند . دلفین هیچ کمبودی ندارد و می خواهد که همه چیز را با همگان تقسیم کند. اگر یک دلفین زخمی شود، ۴ دلفین دیگر او را همراهی می کنند تا خود را به گروه برساند.

در سان دیه گو پژوهشگران ۹۵ کوسه و ۵ دلفین را به مدت یک هفته در استخر بزرگ رها کرده و به مطالعه حالات رفتاری آنها پرداختند. ابتدا کوسه ها به یکدیگر حمله کردند و در این تهاجم تعداد زیادی از آنها نابود شدند، سپس به دلفین ها حمله ور شدند. دلفین ها فقط می خواستند با آنها بازی کنند ولی کوسه ها بی وقفه به آنها حمله می کردند. سرانجام دلفین ها به آرامی کوسه ها را محاصره کرده و هنگامی که یکی از کوسه ها حمله می کرد آنها به ستون فقرات پشت یا دنده هایش می کوبیدند و آنها را می شکستند. به این ترتیب کوسه ها یکی بعد از دیگری کشته می شدند.
پس از یک هفته ۹۵ کوسه مرده و ۵ دلفین زنده در حالی که با هم زندگی می کردند در استخر دیده شدند.

در دنیای کوسه ای، برای برنده شدن دیگران یا باید بمیرند و یا ببازند.
اما در دنیای دلفینی، انعطاف وجود دارد و سر شار از تشخیص های پربار است…

نوشته من :
دنیای زیباتری داشتیم اگر که ما انسان ها نیز دارای چنین تفکر زیبایی می بودیم:
تفکر دلفینی یعنی اینکه؛
غیر از خود به دیگران هم بیاندیشیم؛
با دیگران در زمان بروز مشکلات همذات پنداری کنیم؛
از خوشحالی دیگران مشعوف شویم؛
و از ناراحتی و درد دیگران ما هم احساس درد کنیم؛
با دیگران همدلی و همراهی کنیم؛
دست در دست برای موفقیت هم تلاش کنیم؛
به جای اینکه برای بالا رفتن از نردبان ترقی پا روی کسی بگذاریم دست دیگری را بگیریم و با خود بالا بکشیم که مطمنا در این حال دست دیگری هست که از بالا دستمان را بگیرد…
همکاری،همدلی،همراهی،همفکری و … تمام کارهایی که با انجامشان هم به خودمان کمک کرده ایم هم به دیگران…
پس کمی تأمل کنیم…
کمی تفکر کنیم…
کمی تکان بخوریم…
شاید با کمی تأمل تکان و تغییری مثبت حاصل شود در تفکرمان…
شاید تفکرمان بشود تفکر دلفینی…
که اگر بشود چه می شود آن روز…
پس لطفا…
کمی تأمل کنیم…
بزرگترین دشمن دانش جهل نیست، بلکه توهم دانستن است …

هشت قدم ساده برای کنترل خشم

۸ قدم جادویی برای کنترل خشم 😡

نکات زیر، مسائل مهمی می‌باشند که به شما در کنترل عصبانیت کمک می‌کنند. این نکات را به خاطر سپرده و به‌کار بندید.👇

۱) نکته اول در کنترل عصبانیت
این سؤال را از خود بپرسید: ”آیا این موضوع چند ماه یا سال دیگر هم برایم مهم است؟” به این وسیله می‌توانید مسئله را از دیدگاهی آرامتر بنگرید.

۲) نکته دوم در کنترل عصبانیت
از خود بپرسید: ”بدترین نتیجه مورد عصبانیت من چیست؟” اگر کسی در پای صندوق فروشگاه از شما سبقت گرفت، سپری کردن سه دقیقه بیشتر، مسئله‌ای آنچنان مهم نمی‌باشد.

۳) نکته سوم در کنترل عصبانیت
تصور کنید که خود شما نیز همان کار (کاری که موجب عصبانیتان شده است) را انجام می‌دهید. با خود رو راست باشید. قبول کنید که گاهی اوقات شما نیز جلوی یک راننده دیگر درمی‌آئید… بعضی مواقع این مسئله تصادفی است. آیا نسبت به خود نیز عصبانی می‌شوید؟

۴) نکته چهارم در کنترل عصبانیت
از خود بپرسید: ”آیا طرف مقابل این کار را به‌طور عمدی نسبت به من انجام داده است؟” در بسیاری از مواقع متوجه خواهید شد که این مسئله فقط در اثر بی‌دقتی و تعجیل رخ داده و کسی نمی‌خواسته شما را ناراحت کرده و بیازارد.

۵) نکته پنجم در کنترل عصبانیت
سعی کنید قبل از گفتن هر کلامی تا عدد ده بشمارید. انجام این کار رابطه مستقیمی با عصبانیت ندارد ولی می‌تواند صدمات ناشی از عصبانیت را به حداقل برساند.

۶) نکته ششم در کنترل عصبانیت
شمارش تا ده را با روش‌های جدید و بهتر انجام دهید مثلاً این کار را با یک تنفس عمیق بین هر شماره عملی سازید. تنفس عمیق – از دیافراگم – به افراد کمک می‌کند تا احساس راحتی کنند.

۷) نکته هفتم در کنترل عصبانیت
می‌توانید سرعت شمارش اعداد را کندتر سازید. مثل شمارش شیوه قدیمی، یک کشتی بخار، دو کشتی بخار و … شاید شمارش کشتی بخار زیاد خوشایند نباشد، به‌جای آن می‌توانید بشمارید: یک شکلات، دو شکلات و .. و یا هر چیز دیگری که برای شما خوشایند و خنده‌دار باشد.

۸) نکته هشتم در کنترل عصبانیت
تجربه‌ای آرامش‌بخش را تجسم نمائید. چشمانتان را ببندید و در ذهن خود سفر کنید. این کار را در مکان‌های امیدبخش و به دور از استرس انجام دهید

🌾🌿

با امپاتی، صمیمی تر شوید!

“امپاتی” به معنی خود را به جای دیگران قرار دادن است.
مادری کودکش را به گردش می برد. او خیلی خوشحال است اما کودک زار زار گریه می کند. مادر ابتدا دلیل گریه کودک را نمی فهمد اما وقتی خود را جای کودک می گذارد و از دید کودک به جهان می نگرد، تازه متوجه می شود کودک فقط پاهای آدمها را می بیند، و در این شلوغی چیز دیگری نمی بیند.
از این پایین دنیا خیلی خسته کننده است …

هرچه توانایی امپاتی در شما افزایش پیدا کند، ارتباطهای صمیمانه تری با دیگران خواهید داشت…

روانشناسان معتقدند که امپاتی می تواند تا حد زیادی مشکلات خانوادگی را که عموما از عدم درک متقابل ناشی می شود، حل و فصل کند…

اگر پدر و یا مادر هستید خودتان را جای فرزندتان بگذارید، آیا چنین والدینی را دوست دارید؟
خودتان را جای همسر ، معلم ، شاگرد ، فروشنده ، خریدار و یا دوستتان… بگذارید؛

 

آیا طرف مقابلتان را دوست دارید؟
توانایی امپاتی را تمرین کنید و  در خود افزایش دهید.

با انجام این ۱۷ کار ساده، باهوش تر شوید!

♣️۱. در زمینه‌ی فرآیندهای فکری تعلیم ببیند.

♣️۲. اطلاعات زیادی داشته باشد.

♣️۳. روی ایده یا مشکل خاصی تمرکز کند.

♣️۴. برای مثال توماس ادیسون قادر بود روی لامپ برق خود فکر کند زیرا:

?۱. او یک متفکر منطقی تعلیم‌دیده بود.
?۲. اطلاعات زیادی درباره‌ی مهندسی الکترونیک داشت.
?۳. روی مشکل خاصی تمرکز کرده‌بود.

♣️در ادامه تکنیک های دیگر را بخوانید

?۱. ظرف ۳۰ دقیقه‌ بعد از بیدار شدن دو لیوان آب بنوشید
?۲. خلاصه‌ی یک کتاب را در زمان خورن صبحانه بخوانید

♣️۵. در طول روز چرت بزنید

♣️۶. در طول روز شکر نخورید

♣️۷. بیش‌تر از یکی دوبار در روز به شبکه‌های اجتماعی و وب‌گاه‌های تفریحی سر نزنید

♣️۸. به جای تماشای سریال یا فیلم سینمایی، بازی‌های کامپیوتری انجام بدهید

♣️۹. به جای تماشای تلویزیون، کتاب بخوانید

♣️۱۰. کمی کار برنامه‌ریزی بکنید

♣️۱۱. زمان آشپزی تدتاکس TED talks تماشا کنید

♣️۱۲. چند تمرین ورزشی ساده در طول روز انجام بدهید

♣️۱۳. زمان‌تان را با آد‌م‌های باهوش‌تر سپری کنید

♣️۱۴. با آدم‌هایی که مخالف شما هستند صحبت کنید

 

با آدم‌هایی که روی موضوع خاصی با شما توافق نظر ندارند، وارد بحث شوید (دوستانه). بحث با آنها باعث می‌شود که شما:

?۱. قدرت استدلال خود را قوی‌ترکنید.
?۲. یا متقاعد شوید که اشتباه می‌کنید.

در هر دو صورت برنده شما هستید. در مورد اول شما شخص دیگر را با استدلال کردن متقاعد می‌کنید و در مورد دوم، منطق نادرستی که قبلا داشتید از بین می‌رود.

♣️۱۵. در طبیعت قدم بزنید

قدم زدن در طبیعت چند مزیت دارد:

?-گیاهان اکسیژن تولید می‌کنند، بنابراین اکسیژن زیادی در طبیعت وجود دارد.
?-ذهن انسان در میان گیاهان آرام می‌شود
?-قدم زدن برای گردش خون شما مفید است

♣️۱۶. یک دفترچه یادداشت همراه خود داشته باشید

♣️۱۷. ده دقیقه در روز را برای برنامه‌ریزی فردا استفاده کنید