با شناختن این مواد از افسردگی جلوگیری کنید!

کمبود برخی مواد و خوراکی‌ها در بدن، می‌تواند مشکلات و اختلالاتی را در بدن فرد بوجود آورد و سبب افسردگی او شود.

به گزارش خبرنگار حوزه بهداشت و درمان  گروه علمی پزشکی باشگاه خبرنگاران جوان، برخی اوقات طبیعی است که دلمان بگیرد و غمگین شویم اما اگر این احساس ادامه پیدا کند و مداوم شود و به ناامیدی مکرر تبدیل شود، دیگر طبیعی و عادی نیست و باید فکری کرد و منشا آن را پیدا کرد. افسردگی نوعی اختلال به حساب می‌آید که منجر به ناراحتی مداوم، عصبانیت و بی‌تفاوتی کلی نسبت به اطراف و اطرافیان می‌شود. این احساس می‌تواند کار، فعالیت روزانه و به طور کلی زندگی را تحت تاثیر قرار دهد.
کاهش اشتها، بی‌خوابی، بدخوابی، کاهش یا افزایش وزن، کاهش انرژی، به هم خوردن تمرکز و دردهای ناگهانی از علائم افسردگی است. این بیماری می‌تواند علل مختلفی داشته باشدکه مشکلات مالی، عدم رضایت از زندگی، انزوای اجتماعی، سابقه ارثی و خانوادگی، مشکلات عاطفی، سوء استفاده جنسی و برخی از بیماری‌ها از جمله آن‌ها است.
علاوه بر این، کمبود برخی مواد مغذی در بدن می‌تواند سبب افسردگی شود. دانشمندان نشان دادند که افرادی که از افسردگی و اختلالات روانی رنج می‌برند ممکن است از کمبود برخی مواد در بدنشان رنج ببرند که منجر به این بیماری شده است. فراموش نکنید غذایی که مصرف می‌کنید همان غذای مغز و بدنتان است و از آنجا که مغز برای فعالیت‌های خود به انرژی نیاز دارد باید موادی مغذی به آن رساند. در اینجا به ۱۰ ماده غذایی اشاره می‌کنیم که کمبود آن‌ها در بدن می‌تواند سبب افسردگی شود:
امگا ۳
ویتامین D
منیزیم
روی
سلنیوم
ویتامین B12
فولات
ویتامین B6
آهن

آمینو اسید

به جای اینا، اونا رو بگین تا موفقیت مال شما باشه :)

برای موفقیت، باید از ذهن و زبان خود شروع کنیم. از همین امروز به جای اینا، اونارو بگین!

به جای خسته نباشید؛ بگوییم: خدا قوت
به جای دستت درد نکنه؛ بگوییم: ممنون از محبتت- سلامت باشی
به جای ببخشید مزاحمتون شدم؛ بگوییم: از این که وقت خود را در اختیار من گذاشتید متشکرم
به جای لعنت بر پدر کسی که اینجا آشغال بریزد؛ بگوییم: رحمت بر پدر کسی که اینجا آشغال نمی ریزد
به جای گرفتارم؛ بگوییم: ‌در فرصت مناسب با شما خواهم بود
به جای دروغ نگو؛ بگوییم: راست می گی؟ راستی؟
به جای خدا بد نده؛ بگوییم: خدا سلامتی بده
به جای قابل نداره؛ بگوییم: هدیه برای شما
به جای شکست خورده؛ بگوییم: با تجربه
به جای مگه مشکل داری؛ بگوییم: مگه مسئله ای داری؟
به جای فقیر هستم؛‌بگوییم: ثروت کمی دارم
به جای بد نیستم؛ بگوییم:‌ خوب هستم
به جای بدرد من نمی خورد؛ بگوییم: مناسب من نیست
به جای جانم به لبم رسید؛ بگوییم: خیلی راحت نبود
به جای فراموش نکنی؛ بگوییم: یادت باشه
به جای داد نزن؛‌بگوییم: آرام باش
به جای من مریض و غمگین نیستم؛‌بگوییم:‌من سالم و با نشاط هستم
به جای غم آخرت باشد؛ بگوییم: شما را در شادی ها ببینم

به جای فهمیدی ، بگوییم : متوجه شدی
به جای دیگران مرا خرد کردند، بگوییم : دیگران مرا درک نکردند
به جای غم آخرتان باشد ، بگوییم : شما را در شادی ها ببینیم
به جای در انجام تمرین ها درمانده شدم ، بگوییم : در انجام تمرین ها به کمک نیاز دارم
به جای فرزندم خیلی شیطان است ، بگوییم : فرزندم خیلی پر تحرک است
به جای قابل نداره ، بگوییم : هدیه ای برای شما
به جای خسته نباشید ، بگوییم : شاد و پر انرژی باشید
به جای هیچ وقت چیزی یاد نمی گیری ، بگوییم : طول می کشد تا یاد بگیری
به جای خراب است ، بگوییم : قابل تعمیر است
به جای ببخشید مزاحمتون شدم ، بگوییم : از اینکه وقت خود را در اختیار من گذاشتید متشکرم
به جای گرفتارم ، وقت ندارم ، بگوییم : در فرصت مناسب در خدمت شما خواهم بود
به جای از جلوی چشمام دور شو ، بگوییم : بهتر است یه مدت همدیگر را نبینیم
به جای بیا بگیر ، بگوییم : تقدیم به شما
به جای ببین ما رو به چه عذابی انداختی ؟! ، بگوییم : کارها را کمی اضافه کردی
به جای این قدر دروغ نگو ، بگوییم : گفتن حقیقت خیلی قشنگ تره
به جای تو هیچ آدم بشو نیستی ! ، بگوییم : تو لایق بهترین ها هستی
به جای هی داد نزنید ، بگوییم : کمی آهسته تر صحبت کنید
به جای چه خبرته اینقدر میخوری ؟! ، بگوییم : میتونی کمتر بخوری
به جای بهتره کله شقی نکنی ! ، بگوییم : خواهش میکنم خودتون را کنترل نمائید
به جای شکست خوردم ، بگوییم : تجربه جدیدی کسب کردم
به جای به درد من نمی خورد ، بگوییم : مناسب من نیست
به جای چرا اینقدر بددهنی می کنی ؟ ، بگوییم : می تونی از حرف های مثبت و خوب استفاده کنی
به جای ضعیف نیستم ، بگوییم : قوی هستم
به جای چرا اذیت می کنی؟ ، بگوییم : از این کار چه لذتی می بری؟
به جای کارگر دکان ، بگوییم : همکار مغازه

شما هم می‌تونید به این لیست مواردی رو اضافه کنید و برای دیگران بفرستید….
وقتی بعد از مدتی همدیگر را می‌بینیم، به جای توجه کردن به نقاط ضعف همدیگر و نام بردن از آنها مثل:
*چه قدر چاق شدی*، *چه قدر لاغر شدی*، *چه قدر خسته به نظر می‌آیی*، *چرا موهات را این قدر کوتاه کردی؟*، *چرا ریشت را بلند کردی؟*، *چرا توهمی؟*، *چرا رنگت پریده؟*، *چرا تلفن نکردی، چرا حال مرا نپرسیدی؟* و …
بهتر است بگوییم: *سلام به روی ماهت، چه قدر خوشحال شدم تو را دیدم*، البته اگر مصر باشیم که حتماً درباره همدیگر اظهار نظر کنیم، وگرنه می‌شود که درباره موضوعات مشترک صحبت کنیم.

در آمریکا در انبار کالایی، کارگر بی سوادی کار می کرد. او موظف بود تعداد کالای داخل هر گونی را شمارش کرده و درصورت صحیح بودن مقدار آن، روی گونی بنویسد* All Correct * و چون این کاگر بی سواد بود و طرز نوشتن این کلمه را بلد نبود با استفاده از صدای اول کلمه ها، علامتی روی گونی ها می گذاشت به این صورت که به جای* All * از * O * و به جای * Correct * از * K * استفاده می کرد و به جای کلمه ی* All Correct* روی گونی ها می نوشت * O.K * استفاده از کلمه ی * O.K * به تدریج همه گیر شده و امروزه مردم سراسر دنیا، این اصطلاح را به خوبی می شناسند و به کار می برند.
کلمه ها عقاید شکل گرفته و افکار بیان شده هستند به عبارت ساده آن چه می گویی فکری است که بیان می شود. کلمه ها و اندیشه ها دارای امواجی نیرومند هستند که به زندگی و امورمان شکل می دهند.
اگر یک کارگر بی سواد بتواند یک اصطلاحی را در دنیا شایع کند؛ پس من و تو، ما و شما به طور حتم می توانیم استفاده از کلمه ها و اصطلاح های مثبت را در سطح کل ایران گسترش داده و انرژی مثبت را بین همه پخش کنیم. فکر می کنید چرا حضرت محمد می فرمایند: *فرزندان خود را به نام های نیک خطاب کنید.*

روش هایی برای نفوذ کردن در دل افراد

❤️ روش هایی برای نفوذ کردن در دل افراد
طوری رفتار کنید که دیگران احساس کنند مهم هستند و هر کاری که از دستتان بر می آید صادقانه برایشان انجام دهید

اصول دوستیابی و نفوذ بر دیگران و رهبری مؤثر به قرار زیر است :

۱ – انتقاد، شکایت و محکوم نکنید

۲ – صادق باشید

۳ – در دیگران انگیزه ایجاد کنید

۴ – ذاتاً به دیگران علاقه مند باشید

۵ – همیشه حتی در هنگام مشکلات و سختی ها خنده رو باشید

۶ – به یاد داشته باشید که نام هر فردی زیباترین و مهمترین کلمه است

۷ – شنونده خوبی باشید . دیگران را تشویق کنید در مورد خود صحبت کنند

۸ – بر اساس علایق دیگران صحبت کنید

۹ – طوری رفتار کنید که دیگران احساس کنند مهم هستند و هر کاری که از دستتان بر می آید صادقانه برایشان انجام دهید

۱۰ – بهترین راه موفقیت در بحث ، اجتناب از آن است

۱۱ – به « نظر » دیگران احترام بگذارید . هرگز نگویید « اشتباه می کنید »

۱۲ – اگر اشتباه کردید ، سریع و صادقانه آن را بپذیرید

۱۳ – دوستانه صحبت کنید

۱۴ – طوری صحبت کنید که طرف مقابل همیشه در پاسخ تان « بله » بگوید

۱۵ – اجازه دهید طرف مقابل بیشتر صحبت کند

۱۶ – اجازه دهید طرف مقابل احساس کند از شما برتر است

۱۷ – صادقانه همه چیز را از نگاه طرف مقابل ببینید

۱۸ – با عقاید و آرزوهای مثبت و سازنده دیگران همراه شوید

۱۹ – با افراد مثبت و انگیزه دهنده دوست باشید

۲۰ – عقایدتان را به دیگران تحمیل نکنید

۲۱ – خود را با علائم غیر کلامی طرف مقابل هماهنگ کنید

۲۲ – صادقانه از دیگران تعریف کنید

۲۳ – اشتباهات دیگران را غیر مستقیم تذکر دهید

۲۴ – قبل از انتقاد از دیگران در مورد اشتباهاتتان صحبت کنید

۲۵ – به جای دستور صریح، سؤال کنید

۲۶ – در دیگران احساس امنیت ایجاد کنید

۲۷ – هر پیشرفت جزیی و هر نکته مثبتی را تحسین کنید

۲۸ – مشوق باشید و بکوشید اشتباه دیگران را آسان و قابل اصلاح نشان دهید

۲۹ – بگذارید افراد از انجام پیشنهادات شما خوشحال شوند

۳۰ – اگر برای کسی کاری انجام می دهید ، انتظار جبران نداشته باشید

پنج روش فوق العاده سریع برای افزایش تمرکز

 

اگر شما هم از آن دسته افرادی هستید که دچار حواس پرتی های بسیاری میشوید و تمرکز ندارید، اینجا 5 راهکار فوق العاده سریع و موثر برایتان آورده ایم. درصورتی که به آنها عمل کنید، پیشرفت شما شگفت انگیز خواهد بود.

 

تمرین تمرکز شماره ۱:

كتابی را انتخاب كنید، یك صفحه از آن را در نظر گرفته و تعداد كلمات موجود در هر پاراگراف را بشمارید. یك بار دیگر این كار را تكرار كنید تا مطمئن شوید كه شمارش را درست انجام داده‌اید. در ابتدای كار با یك پاراگراف شروع كنید و هنگامیكه این تمرین برای شما آسان تر شد، تمام كلمات یك صفحه را بشمارید. شمارش را به طور ذهنی و با حركات چشم‌هایتان انجام دهید.

 

تمرین شماره ۲:

در ذهن خود از یك تا صد را بر عكس بشمارید.

 

تمرین شماره ۳:

در ذهن خود از شماره صد، سه تا سه تا بشمرید و كم كنید. ( ۱۰۰- ۹۷ – ۹۴ – … )

 

تمرین شماره ۴:

یك كلمه و یا یك طرح ساده را انتخاب كنید و آن را به مدت ۵ دقیقه در ذهن خود تكرار كنید. هنگامیكه توانستید بهتر و آسان تر تمركز كنید. سعی كنید این كار را برای مدت ۱۰ دقیقه انجام دهید و بدون آنكه تمركز حواس خود را از دست بدهید.

 

تمرین شماره ۵:

یك میوه مثلا یك سیب را بردارید و از همه طرف به آن نگاه كنید. تمام حواس خود را بر روی آن متمركز كنید و به چیز دیگری غیر از آن سیب فكر نكنید. وقتی به سیب نگاه می كنید به چگونگی رشد آن و یا ارزش غذایی آن و یا حتی مغازه ای كه آن را خریده‌اید فكر نكنید، بلكه فقط و فقط به خود سیب فكر كنید. به آن نگاه كنید، آن را ببویید و لمس كنید.

 

حس درس ندارم !!!

توجه : آخر همین مطلب براتون یه پیشنهاد فوووق العاده ویژه داریم که مطمئنم مشکل مطالعه شمارو بی چون و چرا حل میکنه. اگه هر راهی رو امتحان کردی ولی باز هم ساعات مطالعاتیت کمه و یا حس و حال درس خوندن نداری، این پیشنهاد فوووق العاده که آخر همین مطلب هست از دست نده!

 

روش های زیادی برای مطالعه ی بهتر وجود دارد و حتی كتاب های زیادی هم در این باره نوشته شده‌اند؛ اما این جا ده روش را درنظر گرفته‌ایم كه امیدواریم به شما در یادگیری درس كمك كند.

 

1.برای مطالعه به خودت پاداش بده!

تو هم می‌توانی از این روش استفاده كنی و به خودت پاداش بدهی. این جایزه می‌تواند یك خوراكی یا تماس با یك دوست صمیمی یا دیدن قسمتی از فیلم و كارتون مورد علاقه‌ات باشد.

اگر مطالعه با علاقه صورت بگیرد، بسیار سازنده و اثرگذار خواهد بود. می‌توانی امتحان كنی!

 

2. برای كارهایت برنامه‌ی مشخص داشته باش

در صورتی كه برای هر یك از كارهایت وقت مشخصی درنظر بگیری، موفق‌تر خواهی بود؛ زیرا بدن انسان به این برنامه‌ها عادت می‌كند.

 

3. ساكت! دارم تمركز می‌كنم

با صدای بلند مطالعه كن تا بتوانی مطالعه كردن خودت را ببینی! از گوش دادن به موسیقی هنگام مطالعه پرهیز كن تا تمركزت از بین نرود و مجبور نشوی جمله‌ای را كه با یك بار خواندن برایت قابل فهم است، دوباره و چندباره بخوانی.

 

4. انگیزه داشته باش

به این فكر كن كه برای چه مطالعه می‌كنی؛ برای آن كه در آینده در شغل مورد علاقه‌ات موفق باشی، نه به این خاطر كه خانواده یا معلم، تو را مجبور به درس خواندن می‌كنند.

 

حس درس خواندن ندارم!

5. از فرصت‌هایت به خوبی استفاده كن

اجازه نده كه زمان از دست برود. طوری برنامه‌ریزی كن كه به كارهای دیگر هم برسی.

 

6. اگر نمی‌دانی، بپرس

اگر درباره‌ی چیزی شك داری، بی‌معطلی آن را بپرس؛ چون یك سؤال بی‌جواب ذهن تو را مشغول می‌كند و نمی‌توانی با تمركز به درس خواندن ادامه دهی.

7. ساعت مناسبی از روز را به درس خواندن اختصاص بده

آخرین ساعات شب فرصت مناسبی برای درس خواندن نیست؛ زیرا بسیار خسته‌ای. این هم خوب نیست كه درست بعد از بیدار شدن به سر میز مطالعه بروی. هم چنین هرگز بعد از غذا خوردن شروع به درس خواندن نكن، چون تمام خون بدنت برای گوارش غذا در شكم جمع شده است و خوابت می‌گیرید.

 

پس چه موقع برای مطالعه مناسب است؟

اگر صبح زود از خواب بیدار شده‌ای و كمی ورزش كرده‌ای، می‌توانی صبح‌ها درس بخوانی. اصلاً خوب نیست كه از روی تختخوابت؛ پشت میز مطالعه بپری. هم چنین اگر بعد از غذا خوردن خوابت می‌گیرد، یك خواب بیست تا سی دقیقه‌ای می‌تواند تو را سرحال بیاورد.

 

8 .به اندازه‌ی كافی بخواب

بر اساس آن چه كه در نكته‌ی 2 و 7 گفتیم، همان ‌طور كه كارهایت را با برنامه‌ ی مشخصی پیش می‌بری، باید بهترین زمان را برای خوابیدن در نظر بگیری تا ذهنت فعال و سالم باشد. 8 ساعت خواب برایت كافی است.

 

حس درس خواندن ندارم!

9. میزان مطالعه‌ات را بالا ببر

این كه مطالعه، دانایی را افزایش می‌دهد حرف جدیدی نیست؛ اما عادت به مطالعه توانایی درك مسائل و تحلیل آن‌ها را بالا می‌برد. هرچند مجبور نیستی كتاب‌های خیلی سخت بخوانی.

 

10. پس از مدتی درس خواندن، به كارهای موردعلاقه‌ات بپرداز.

سخت است كه بخواهی مانند یك ماشین بدون وقفه درس بخوانی. بهتر است هر  45 -50 دقیقه یك‌بار به خود استراحت بدهی و به كاری كه دوست داری بپردازی. نقاشی بكشی، به یك موسیقی گوش بدهی یا با خمیربازی، چیزی درست كنی تا ذهنت آزاد شود.

 

 همه راه هارو امتحان کردی و دیگه کاملا نا امید شدی؟ نه صبر کن!
هنوز یه چیزی مونده که امتحان نکردی! یه چیزی که نتیجه دهی اون تضمینی و صد درصد اتوماتیکه!

برنامه ریزی با تجسم خلاق

 

یکی از بخش های مهم فرایند تجسم خلاق, برنامه ریزی برای توانگری است.

ادراک این نگرش آگاهانه که عالم لبریز از فراوانی و خزانه بیکران همه مرادهای دلتان است و هر چه را که آرزو دارید موجود است.

تنها کاری که باید کنید این است که, این حرف را باور کنید و به راستی آن را بخواهید و مشتاق پذیرش خواسته خود باشید.

یکی از مهمترین علل برآورده نشدن خواسته ها, برنامه ریزی برای تنگدستی, است.

یعنی اگر درباره زندگی گرایش یا اعتقادهایی از این دست داشته باشید که:

– چیزی در بساط ندارم.

– زندگی یعنی رنج و محنت.

– توانگری, زمانی که دست دیگران خالی است, کار غیر اخلاقی و خودخواهانه است.

– برای به دست آوردن خواسته باید جان کند و ایثار کرد.

– فقر نشانه اصالت و معنویت است.

این باورها کاذب است و پایه اساس آنها, بی خبری از شیوه کار عالم یا سوءتفاهم درباره چند اصل مهم معنوی است.

این اعتقادات فایده ای به حال من و شما ندارد, تنها ما را محدود می کنند و نمی گذارند مقام طبیعی خود را که توانگری و فراوانی در همه سطوح است, دریابیم.

این حقیقت دارد که اکنون بسیاری از مردم دنیا دچار فقر و گرسنگی هستند.

اما دیگر چه لزومی دارد که ما نیز به آفرینش و جاودانه ساختن این واقعیت ادامه دهیم؟

حقیقت این است که باید ذهن خود را بر این واقعیت که, برای تک تک موجودات, بیش از اندازه در زمین وجود دارد, باز کنیم.

آنها که جهان را فاقد برکت و نعمت می دانند به جای شوکت و جلال, فقر و تنگدستی را باور دارند و از روی نادانی به این اعتقادات روی آورده اند که فقر و تنگدستی, چاره ناپذیر است.

آنان در نمی یابند که قدرت بیکران آفرینش در دستهای یکایک ما آرمیده است.

قدرت ضمیر ناخودآگاه

قدرت ضمير ناخودآگاه خود را درک کنيد؛ اگر واقعاً قصد داريد که در زندگي خود به موفقيت و کاميابي دست پيدا کنيد، بايد بدانيد که ذهن ناخودآگاهتان به چه صورت کار مي کند و از خود واکنش نشان مي دهد. بايد به اين امر اعتقاد داشته باشد که هيچ گاه براي دست يابي به روياها و آرزوها دير نيست.

"هيچ گاه براي تبديل شدن به آن فردي که مي خواهيد، دير نيست"

مغز انسان به دو قسمت تقسيم مي گردد:

۱. خودآگاه

۲. ناخودآگاه

شايد تا کنون بارها از زبان دانشمندان شنيده باشيد که افراد تنها از 10% ذهن خودآگاه خود استفاده مينمايند. بايد توجه داشت که ضمير ناخودآگاه بسيار بزرگ تر و نيرومند تر عمل مي کند و در حدود 90% ديگر از واکنش هاي ذهني ما را نيز همين قسمت تحت کنترل خود دارد. آيا مي دانيد ممکن است در زندگي شما چه اتفاقاتي روي دهد اگر بتوانيد به طور کامل از ضمير ناخودآگاه ذهن خود استفاده کنيد؟ بله مي توانيد از قدرت جادويي آن براي پيشبرد و ارتقاي زندگي خود بهره بگيريد.

عملکرد ضمير ناخودآگاه

ضمير ناخودآگاه در محل استقرار خود از ما محافظت کرده و ما را زنده نگه مي دارد. هر چيزي را که در زندگي خود با حواس پنجگانه مان احساس مي کنيم ، تمام چيزهايي را که مي بينيم، مي شنويم، حس مي کينم، مي چشيم و بو مي کنيم براي تحليل و بررسي هاي آتي به ذهن فرستاده مي شوند و در قسمت ضمير ناخودآگاه ما ذخيره خواهد شد.

در اين قسمت از ذهن، نوعي مرجع کامل پيرامون کليه وقايع زندگي ما درست مي شود. فرض کنيد شما يک تجربه منفي را در زندگي خود بدست آورده باشيد، در اين شرايط خاطره آن واقعه ناگوار در ذهن شما ثبت و ضبط خواهد شد. اگر در هر زمان ديگري با يک چنين رويدادي به طور مجدد در زندگي خود مواجه شويد، ضمير ناخودآگاه به طور اتوماتيک آن خاطره منفي را به ياد مي آورد و فوراً احساسات، تصاوير و خاطرات مشابه را به ذهن مي فرستد. کليه خاطرات گذشته را به ياد شما مي آورد و به شما آموزش مي دهد که چگونه مي توانيد با در نظر گرفتن کليه احساسات و افکارتان به آن پاسخ دهيد.

يک نمونه مناسب که مي توان در اين زمينه مطرح کرد، مثال همان کتري پر از آب در حال جوشيدن است. اگر دست شما يک مرتبه با کتري بسوزد در ذهن شما حک ميشود که کتري داغ بوده و مي تواند دست شما را بسوزاند و به شما آسيب وارد سازد. اگر يک چنين قابليتي را نداشتيم، آنوقت به تکرار اشتباهات خود ادامه ميداديم.

ضمير ناخودآگاه اين قابليت را دارد که در آن واحد کارهاي متفاوت را انجام داده و واکنش هاي بيشماري را بررسي کند. در عين حال شما مي توانيد راه برويد، تنفس کرده، و قلبتان ضربان خود را داشته باشد و … کليه اين وقايع در ذهن فرد ثبت مي شود. ذهن انسان به صورت 24 ساعته در حال فعاليت مي باشد، يکسره و بدون توقف و استراحت.

يکي ديگر از نمونه هاي بارز ضمير ناخودآگاه، رانندگي است. زمانيکه شما در حال رانندگي هستيد، اصلاً به نحوه عملکرد خود فکر نمي کنيد و تمام اعمال خود را با فکر انجام نمي دهيد، بلکه همه کارها به صورت اتوماتيک وار انجام مي شوند، شما فقط رانندگي مي کنيد.

نکته مثبتي که در مورد ضمير ناخواگاه وجود دارد اين است که ما را قادر مي سازد تا آرزوها و اهداف خود را عملي کنيم. مي توانيد ذهن خود را طوري برنامه ريزي کنيد که سبب موفقيت شما در تمام عرصه هاي زندگي گردد.

کليه افکار، رفتار، و تجربياتي که از طريق ذهن خوآگاه درک مي گردند، در ضمير ناخودآگاه شما ثبت و ضبط مي شوند، اما نکته جالبي که بايد در اين زمينه به خاطر داشت آن است که ضمير ناخوآگاه هيچ گونه تفاوتي ميان واقعيت ها و تصورات ذهني فرد قائل نمي شود. براي ضمير ناخودآگاه فرد محدوديتي در زمينه زمان و مکان وجود ندارد.

يکي از بهترين تکنيک هايي که از طريق آن مي توانيد ضمير ناخودآگاه خود را برنامه ريزي کنيد، اين است که موفقيت را در ذهن خود به تصوير بکشيد. اين کار به شما کمک مي کند تا بتوانيد به صورت خودآگاه جذب چيزهايي بشويد که آنها را ميخواهيد. به اين منظور مي بايست تصاويري را که برايتان خوشايند هستند در ذهن خود مجسم کنيد. اين تجسم هم شامل احساسات شما مي شوند و هم افکارتان. فکر کردن به چيزهاي خوب و مثبت همچنين مي تواند ضمير ناخودآگاه رادر رسيدن به موفقيت ترغيب کند. شما اين قدرت را داريد که افکار خودتان را انتخاب کنيد. بايد نسبت به چيزهايي که فکر مي کنيد، آگاه بوده و آنها را به طور کنترل تحت کنترل خود در آوريد. به هر چيزي که فکر مي کنيد، از قسمت خودآگاه مغز به قسمت ناخوداگاه فرستاده مي شود و ضمير ناخودآگاه نيز آنرا به عنوان يک حقيقت مي پذيرد. هيچ گاه به خودتان نگوييد که: "من شکست مي خورم"، "توانايي انجام اين کار را ندارم"، و يا "قابليت انجام چنين کاري را ندارم"؛ چراکه ضمير ناخودآگاه به سرعت آنرا باور کرده و به عنوان يک حقيقت آنرا مي پذيرد.

بايد به ضمير ناخودآگاه خود آموزش دهيد که فقط به موفقيت، شادي، کاميابي، و سلامت و عشق فکر کند.

با استفاده از ضمير ناخودآگاه خود مي توانيد موفقيت، ثروت، شغل مناسب، خانه زيبا، ماشين دلخواه، و هر چيز ديگري را که فکرش را بکنيد به زندگي خود وارد کنيد. ميتوانيد جملات مثبت خود را به طور روزانه تکرار کنيد. زماني هم که آنها را تکرار مي کنيد، در ذهن خود به تصوير بکشيد و آنها راحس کرده و لذت ببريد.

ما با قدرت و نيروي خاصي که در ضمير ناخودآگاهمان وجود دارد، پا به دنيا مي گذاريم. فقط بايد ياد بگيريم که چگونه مي توانيم تا بيشترين حد از آن استفاده نماييم. اگر شما تمايل شديدي به موفقيت داشته باشيد، مي توانيد قدرت، نيرو و توان ضمير ناخودآگاه خود را به منصه ظهور برسانيد.

" هوش بي‌حد ضمير باطنم تمامي موفقيت‌هاي دلخواهم را به طرفم جذب ميكند و من سپاسگذار پروردگاري خواهم بود كه حاضر و ناظر بر كارها و اعمال ماست "

چگونه هر روز را پر انرژی شروع کنیم؟

http://www.delgarm.com/images/news/a729/1392/04/21/K1373606694.jpg

 

چگونه برنامه ریزی کنیم تا حداکثر کارآیی را تا آخر روز داشته باشیم؟

شما با دانستن این سه اصل فوق العاده میتوانید بطور شگفت آوری انرژی خود را در طول روز خود را افزایش دهید!
۳ اصل اساسی برای برنامه ریزی روزانه

 لورا واندرکام (Laura Vanderkam) در بررسی برنامه ریزی روزانه افراد موفق به نتیجه‌ای جالب دست یافته است. تقریبا

همه این افراد، روال مشخصی برای برنامه ریزی روزانه خود دارند. اما پارامترهای مشترکی در برنامه ریزی روزانه تمام این

افراد وجود دارد:

۱-از واکنش دست بردار
پس از بیدار شدن از انجام دادن کارهایی که رفتارتان را تحت تاثیر قرار می دهد مثل چک کردن ایمیل، تلگرام، فیسبوک و …

پرهیز کنید. نویسنده کتاب پرفروش «چهار ساعت کار هفتگی» می‌گوید: «من سعی می‌کنم ۸۰ یا ۹۰ دقیقه ابتدای روزم کمترین

تنوع را داشته باشد و فکر می‌کنم تعیین روالی مشخص در برنامه‌ ریزی روزانه موجب افزایش بهره‌وری می‌شود.» ‎
برنامه ریزی روزانه ما اغلب تا حدودی استرس‌آور است. صبح که شروع می‌شود انگار اتفاقات خود به خود در حال افتادن

هستند و قرار است با چیزی مسابقه بدهیم. ایمیل‌های زیادی منتظرخوانده شدن هستند و به نظر می‌رسد از همان ابتدای روز،

از چیزی نا معلوم، عقب مانده‌ایم. تکنولوژی دنیای مدرن از همان ابتدای روز، سیل عظیمی را به سمت شما پرتاب می‌کند. و شما

به این سیل واکنش نشان می‌دهید. واکنش، کنش و واکنش تا زمانیکه روز تمام می‌شود و آنقدر خسته‌ می‌شوید که توانایی

انجام کارهای مهم را ندارید .
اولین نکته در برنامه ریزی روزانه این است که صبح که برمی خیزی، شما افسار زندگی را به دست بگیرید.

?مزیت کسانی که هدف و استراتژی دارند این است که چون خودشان هدف گذاری کرده اند نمی گذارند امور دیگر برای آن ها

هدف گذاری کند.
حالا که از این سیل دوری کردید، چه باید بکنید؟

-2
در برنامه ریزی روزانه ۳ کار مهم را مشخص کن
همه کارها دارای اهمیت یکسان نیستند ؛ بیشتر ما با دو نوع کاملا متفاوت از کارها مواجه هستیم، سطحی و پیچیده. کارهای

سطحی مانند ایمیل، ملاقات‌ها، اطلاعات حرکت وسایل نقلیه و… کوچک هستند و برای انجام شدن به استعدادهای شما نیازی

ندارند. اما برای انجام کارهای پیچیده می‌بابیست از توانایی‌هایتان بهره ببرید .‎کار سطحی از اخراج شما جلوگیری می کند؛ اما کار

پیچیده موجب ارتقای شما می‌شود و می بایست اولویت داشته باشد. ‎

سردرگم نباشید؛ مخصوصا در رابطه با آنچه نیاز دارید انجام بدهید. لازم نیست همه کارها را انجام بدهید. کارهای مهم‌تر را به

صورت واضح مشخص کنید (نهایتاً ۳ کار) و ما بقی کارها را تنها در صورتی انجام دهید که وقت اضافه داشته باشید؛ بدون

استرس، رهایشان کنید. انسان‌هایی که اهدافشان را با عبارات دقیق مشخص می‌کنند ۵۰ درصد بیشتر به رسیدن به افکارشان

اطمینان دارند و ۳۲ درصد بیشتر احساس کنترل بر زندگیشان خواهند داشت.‎
خوب، حالا می‌دانید چه چیزی مهم است. پس باید درباره زمان آن در برنامه ریزی روزانه خود فکر کنید.

?مزیت کسانی که هدف و استراتژی دارند این است که به راحتی 3 کار اولویت دار خود را مشخص می کنند

-3
از «ساعات جادویی» برای ۳ هدف روز استفاده کن
این جمله طلایی را به خاطر بسپارید: همانطورکه اهمیت کارها یکسان نیست، ساعت‌ها هم ارزش یکسانی ندارند‎.
به عقیده دن اریلی (Dan Ariely) استاد روانشناسی و اقتصاددان رفتاری در دانشگاه دوک و نویسنده کتاب پیش بینی مسائل

غیرمنطقی حداکثر بازدهی شما در روز بین دو تا دو و نیم ساعت می باشد. «,واضح است که اغلب افراد بیشترین بازدهی را در

۲ ساعت اول صبح دارند. البته نه دقیقا بعد از بیدارشدن، به عنوان مثال اگر شما ساعت ۷ از خواب بیدار شدید بین ساعت

هشت تا ده و نیم بیشترین بازدهی را خواهید داشت».‎
تحقیقات نشان می‌دهد،در طول روز ، هوشیاری و حافظه، توانایی واضح فکر کردن و یادگیری، بین ۱۵ تا ۳۰ درصد در نوسان

است. اغلب ما دو ساعت و نیم تا چهار ساعت بعد از بیداری بیشترین بهره‌وری را داریم.
البته آدم ها با هم فرق دارند. برخی صبح ها برای کاری راحت ترند و برخی بعدازظهرها. ساعت های جادویی خود را پیدا کنید

چگونه استعداد ها و علایق خود را بیابیم؟

کاش می شد صبح زود از خواب برخیزیم و با انگیزه و علاقمند به روزی فکر کنیم که در پیش رو داریم. کاش کابوس سر کار رفتن تبدیل به شادی و هیجان انجام کار می شد. باور کنید یا نه این برنامه ی روزانه یک عده از مردم است! هر روز صبح با اشتیاق بسیار بیدار می شوند و به کارهای پیش رو فکر می کنند، آنها به آن چه انجام می دهند عشق می ورزند. ولی بیشتر مردم روزها را به عشق تعطیلی آخر هفته و جشن  ها و برنامه های متنوع سپری می کنند. لطفاً شما از این دسته نباشید.اما چگونه!

۱-کودک درونتان به چه کاری علاقمند است؟ وقتی بچه بودی به چه کاری علاقمند بودی؟دلت می خواست وقتی بزرگ شدی چه کاره شوی؟ چه کاری را بهتر از همه انجام می دهی؟ به کودک درونت تلنگری بزن و  به نسخه ای خالص تر و درست تر از علایق و استعداد های خویش برس!

۲-چه کاری را حاضری مجانی و فقط به خاطر علاقه و اشتیاق خودت انجام دهی؟ اگر توانستی به جواب برسی بدان که همان کار تو را به موفقیت واقعی خواهد رساند.

۳-‌اگر در یک مسابقه ی بخت آزمایی برنده شوی و در عین حال بخواهی کار و کسبی برای خودت راه بیاندازی یا حتی جای دیگری سر کار بروی( بدون استفاده از پولی که برنده شده ای) انتخابت چه خواهد بود؟ یعنی در شرایطی که هیچ نیاز مالی ای نداری و همچنان  می خواهی به خود و جامعه ات خدمت کنی دنبال چه کاری خواهی رفت؟

۴-زندگی رؤیاهایت چگونه است؟ زندگی ایده آلی که برای خودت ترسیم کرده ای چه مشخصاتی دارد و فکر می کنی چه موارد دیگری نیاز دارد تا کامل تر شود و در عین حال خودت را به رشد شخصیتی، روانشناختی و روحی برساند. جدی فکر کن و سعی کن به جواب برسی! زندگی روزانه  در تخیلاتت چطور زندگی ای است؟ محل کار، محل زندگی، همراهانت…

بعضی از مردم می گویند، فقط به دنبال موفقیت در زندگی هستند هیجان و اشتیاق آنقدرها هم لازم نیست!

ما می گوییم نه! مطمئن باشید در کاری که شوق و اشتیاقی به آن ندارید هرگز پیروز نخواهید شد! اشتیاق مساوی با هدف است! کاری که از انجامش دچار شور و هیجان می شوید دقیقاً آن کاری است که برای انجامش خلق شده اید!

در ضمن موفقیت فقط پول نیست! خیلی بیشتر از آن است، ترکیبی است از چندین فرایند که تنها یکی از آنها پول در آوردن است!

موفقیت یعنی ارضای کامل! شامل ایجاد معنی و مفهوم در فعالیت های روزانه، رشد شخصیتی، کمک به دیگران و البته کسب درآمد.

دلیل اصلی نیاز به اشتیاق و هیجان برای انجام کار و در نهایت رسیدن به موفقیت آن است که هیچ چیزی جز آن نمی تواند راهنما و یاور ما در برخورد با موانع و مشکلات و چالش های پیش رو باشد. هیجان و اشتیاق سنگ بنای اولیه همه ی موفقیت های بزرگ و چشمگیر هستند.

وقتی هماهنگ با انگیزه هایت حرکت کنی، شناور می شوی و در جهان کل جریان می یابی نه فقط در انزوای خودت. پس بلند شو و تک تک اموری که احساس می کنی در تو هیجان و شور به پا می کنند را پیدا کن و در مسیر تعالی و رشد آن ها حرکت کن.