نظریه های جالب انگیزش

انگیزش نظریه های جالبی دارد ولی دو نظریه سایق و داعیه از اساسی ترین آنها به هستند. در این قسمت هر کدام رو برای شما توضیح میدهیم :


نظریه سایق
طرفداران نظریه سایق بیشتر به جنبه های نیروزای سابق اهمیت می دهند. همان گونه که یک اتومبیل برای حرکت و انجام کار به سوخت لازم نیاز دارد انسان نیز برای رفتار خود باید نیروی کافی در اختیار داشته باشد. هر چه نیرو بیشتر باشد سطح سایق و انگیز بالاتر می رود.
بر اساس نظریه سایق کمبود مواد لازم مانند آب و غذا نیاز به وجود می آورد که به نوبه خود سطح سایق را بالا می برد و در نتیجه نیروی به دست آوردن آب و غذا افزایش می یابد. مواد مخدر هم موجب افزایش سایق می شوند. در واقع سایق به نیروی فشاری اطلاق می شود که رفتار از آن پدید می آید.

نظریه داعیه
نظریه داعیه بیانگر نیروی جاذبه و کششی است که در محرک وجود دارد و ارگانیزم را به سوی خود جلب می کند و رفتار خاصی پدید می آورد. بنابراین هر محرکی که پاداش یا عامل تقویتی را همراه داشته باشد داعیه نامیده می شود و موجب بروز نوعی رفتار می شود. داعیه می تواند به صورت مثبت یا منفی جلوه کند.

طرزفکر :داعیه مثبت فرد را به سوی خود جلب می کند و داعیه منفی او را از خود دور می سازد. بنابراین نظریه داعیه با اشیاء، رویدادها و اوضاع و احوالی سر و کار دارد که برای افراد پاداش دهنده یا تنبیه کننده می باشند. غذا، شهرت، حیثیت و پول داعیه های مثبت می باشند اما رنج، اضطراب، گرسنگی و فقر و ناکامی داعیه های منفی هستند. امروز روان شناسان نقش داعیه را مهمتر از سایق می دانند و آن را در بروز رفتار به ویژه یادگیری موثرتر دانسته اند.

انگیزه های فیزیولوژیک
روان شناسان و زیست شناسان انگیزه های فیزیولوژیکی را مهمترین و اصلی ترین انگیزه ها دانسته اند و معتقدند که آنها فنرهای اصلی رفتار یا نیروهای پویای درونی هستند و اگر وجود نداشته باشند موجود زنده به صورت یک ماشین بی سوخت در می آید. به طور کلی هر یک از این انگیزه ها دارای جاذبه و نیروی متفاوتی می باشد. روان شناسان بر اثر تجربه و آزمایشهایی که در مورد موشها و دیگر جانوران انجام داده اند به اهمیت انگیزه ها پی برده اند و آنها را به ترتیب زیر مشخص نموده اند: انگیزه مادری، تشنگی، گرسنگی، جنسی و اکتشاف.

انگیزه مادری
بنا به تحقیق روان شناسان انگیزه مادری یکی از نیرومندترین انگیزه هاست که در جانوران به صورت قالبی و یکنواخت انجام می گیرد اما در پستانداران به ویژه در آدمیان تنوع پیدا می کند. یعنی انگیزه مادری در انسان به شکلهای مختلف جلوه می کند و بستگی به فرهنگ و راه و رسم هر جامعه دارد. ظهور این انگیزه در جامعه های غربی به شدت و اهمیت جامعه های اسلامی و جهان سوم نیست. انگیزه مادری که عبارت از علاقه مندی مادر به غذا دادن، نگهداری و مواظبت، غمخواری و دوست داشتن فرزند باشد بر اثر تراوش هورمون پرولاکتین به وجود می آید که در بخش پیشین هیپوفیز قرار دارد. اگر این هورمون را به هر زن یا مردی تزریق کنند انگیزه مادری در او ایجاد می شود. در زنان از همان زمان بارداری این هورمون شروع به تراوش می کند. اگر به کرتکس مغز زنان حامله یا بچه دار صدمه ای برسد انگیزه مادری در آنان از بین می رود.

انگیزه تشنگی
پس از انگیزه مادری تشنگی دومین انگیزه نیرومند فیزیولوژیکی می باشد. حالتی که بر اثر تشنگی به وجود می آید خشکی دهان، زبان و گلو است که میل و احساس نوشیدن آب را در موجود زنده پدید می آورد و اگر تا چند ساعت اب به او نرسد در همه بافتهای بدن حالت خشکی ایجاد می شود. اگر به وسیله ای غیر از دهان به معده حیوان تشنه ای آب برسانند دست کم ۱۵ دقیقه طول می کشد تا آب جذب بدن شود و حالت تشنگی از بین برود و دیگر میلی به نوشیدن آب پیدا نکند اما اگر زمان کمتر از ۱۵ دقیقه باشد حیوان هنوز احساس تشنگی می کند. همچنین تجربه نشان داده است که هر موجود زنده ای فقط به اندازه کمبود خود آب می خورد.
بخش پسین غده هیپوفیز در تنظیم میزان آب بدن دخالت دارد. اختلال در کار این غده موجود زنده را به نوشیدن آب بیشتری وادار می کند و ادرار او نیز افزایش می یابد. در واقع هورمونی که از بخش پسین غده هیپوفیز تراوش می شود سبب تنظیم آب بدن می گردد. اما گروهی از پژوهشگران معتقدند که این امر را به اثبات رسانده اند. از سویی باید در نظر داشت که تراوش منظم غده هیپوفیز در تنظیم کار غده های دیگر و بسیاری از فعالیتهای بدنی موثر است.

انگیزه گرسنگی
گرسنگی سومین انگیزه نیرومند فیزیولوژیکی است اما در حقیقت یکی از نیرومندترین آنهاست. زیرا انگیزه های دیگر را تحت تاثیر خود قرار می دهد و بیش از همه در جهان امروز درباره آن صحبت می شود. بنا به آمارهای جهانی بیشتر از یک سوم جمعیت جهان در حال نیم گرسنگی دائم به سر می برند و گرفتار انواع بیماریهای ناشی از آن می باشند.
گرسنگی هنگامی پدید می آید که فرد به واسطه نبودن یا کمبود غذا درد یا فشار خاصی را همراه با تشنج و انقباض معدی یا به اصطلاح مالش احساس می کند. پژوهشگران را عقیده بر این است که گرسنگی در نتیجه کاهش در قند خون ایجاد می شود. تزریق گلوکز گرسنگی را رفع می کند. اما تزریق انسولین موجب بروز آن می گردد. آزمایش دیگر نشان داده است که اگر خون سگ سیری را به سگ گرسنه ای تزریق کنند حالت گرسنگی او از بین می رود. به علاوه احساس گرسنگی به معده و حتی اعصابی که مغز و معده را پیوند می دهد بستگی ندارد. هنگامی که معده شخص را خارج کنند و ارتباط عصبی آن را با مغز قطع نمایند احساس گرسنگی در او از میان نمی رود. در آزمایشی با تحریک هیپوتالاموس موش به وسیله جریان ضعیف برق و در آزمایش دیگری با برداشتن یک قسمت از هیپوتالاموس مشاهده گردید که حیوان بی آنکه نیازی به غذا داشته باشد شروع به خوردن غذا می کند. این خود نمودار آن است که هیپوتالاموس در تنظیم غذا کارساز است.
در واقع بدن هر موجود زنده ای به مواد لازم غذایی نیاز دارد. کمبود هر یک از این مواد نیاز و میل به آن ماده را در او به وجود می آورد. به همین سبب تغذیه آزاد را بهترین نوع تغذیه دانسته اند. به طور کلی نه تنها انسان بلکه حیوانات غذاهایی را انتخاب می کنند که بدنشان به آنها نیاز دارد. همین امر در مورد افراد آدمی نیز به اثبات رسیده است. بو و مزه غذا نیز موجب اشتها و عدم اشتها به غذا می شود و این می رساند که بدن به مواد موجود در غذا نیاز دارد یا ندارد.
روان شناسان برای پی بردن به اثر گرسنگی آزمایشهای گوناگونی ترتیب داده اند و از مجموعه آنها چنین نتیجه گرفته اند که آزمودنیها در این حالت علاوه بر ضعف عمومی بدن و درد گرسنگی نسبت به هر کاری
بی حوصله، حساس، زودرنج، تحریک پذیر و بی میل به جنس مخالف بوده اند. همه توجه آنها به غذا و امور آشپزی جلب شده بود. از این رو به کارهای دیگر علاقه ای نشان نمی دادند. همه فکر و ذکرشان غذا بود. تزلزل اخلاقی، مانند بدقولی، دزدی و بی عاطفگی در آنان فراوان دیده می شد. مختصر آنکه انگیزه های عالی انسان و فعالیتهای عقلی و اجتماعی و بشر دوستانه راه انحراف و سقوط را پیش گرفته بود.

انگیزه جنسی
انگیزه جنسی نه تنها در آدمیان بلکه در همه جانوران وجود دارد. رفتار جنسی در حیوانات به شکلهای گوناگونی دیده می شود اما ظهور و انجام انگیزه در هر گونه ای از جانوران به روش خاصی است.

درصد بالای بیماری های روانی در ایران

درصد بالای بیماری روانی در ایران وحشت آور است!

دبیر علمی ششمین همایش علمی سلامت روان و رسانه گفت: ۴۹.۵ درصد افراد جامعه دچار اختلال روانی و ۶ دهم درصد افراد نیز مبتلا به اختلالات شدید روانی هستند.

محمدرضا محمدی روز شنبه در نشست خبری همایش علمی سلامت روان و رسانه گفت: بر اساس مطالعاتی که سه سال گذشته در تهران، اصفهان، شیراز، تبریز و مشهد انجام شد، ۴۹٫۵ درصد از افراد دچار اختلالات روانی هستند.

او ادامه داد: ۶ درصد افراد نیز جامعه دارای افسردگی، ۳ درصد دچار شیدایی و چهار درصد از کودکان دچار وسواس و همچنین ۷ دهم درصد از کودکان دچار کم خورگی و ۱۸ درصد از کودکان نیز به بیش فعالی مبتلا هستند که از جمله اختلالات روانی در جامعه است.

محمدی با اشاره به موضوع همایش علمی سلامت روان و رسانه گفت: متاسفانه در فیلم ها وقتی به یک نفر که دچار اختلالات روانی شدید است اشاره می شود، وی مورد تمسخر قرار گرفته، عقل او زیر سئوال می رود.

دبیر علمی همایش سلامت روان و رسانه با بیان اینکه فقط ۶ دهم درصد افراد جامعه دچار اختلالات شدید روانی هستند، گفت: این امر نادرست است که مشکلات این بخش اندک به همه بیماران روانی تعمیم داده شود.

او تاکید کرد: مشکلات افرادی که دچار اختلالات روانی شدید نیستند با مصرف دارو و مراجعه چند باره به روانپزشک رفع می شود.

 

دبیر علمی همایش سلامت روان و رسانه گفت: سلامت روان در دنیا مغفول مانده و در ایران این امر بیشتر دیده می شود. سرانه بیماران روانی در کشورهای اروپایی ۱۵۰ دلار و در کشورهای عربی یکصد دلار است.

محمدی ادامه داد: متاسفانه این سرانه در ایران ناچیز و دارای کمترین سطح و زیر یک دلار است.

باید در مورد بیماران روانی انگ زدایی شود

رئیس انجمن روانپزشکی ایران گفت: در جامعه باید از بیماران روانی انگ زدایی شود.

ششمین همایش علمی سلامت روان و رسانه ۲۷ و ۲۸ بهمن ماه در بیمارستان روزبه برگزار می شود.

روش تفکر دلفینی

تفکر دلفینی و راضی نگه داشتن همه افراد

چگونه می‌توانیم با تفکر دلفینی راه‌حلی بیابیم که در ارتباطات اجتماعی، برای همه اشخاص راضی‌کننده باشد و ما را به تفاهم برساند؟
نویسندگان کتاب راهبرد دلفینی کلید این امر را تنها در همکاری و انعطاف‌پذیری می‌دانند.
به طور کلی، انسان‌ها را همانند موجودات دریایی به ۳طبقه تقسیم میشوند: ماهی‌های کپور، کوسه‌ها و دلفین‌ها.

دسته اول:
ماهی‌های کپور: که همیشه ماهی‌های قربانی‌اند‌؛ زیرا توسط دیگر ماهی‌ها خورده می‌شوند.
برخی از انسان‌ها نیز چنین‌ هستند؛ آنها کم و بیش و برحسب مورد، قربانی این یا آن چیز، این یا آن مسئله، این یا آن شخص می‌شوند و حتی ممکن است قربانی روابط غلط و تفکرات منفی خود شوند.

دسته دوم:
کوسه ماهی‌ها: هستند با روش (برنده – بازنده). برای اینکه من برنده شوم‌ تو باید بازنده باشی. برای کوسه‌ماهی، هر نوع ماهی، دشمن و یک وعده غذایی بالقوه است. شاید ما نیز این نقش را بازی کرده باشیم ‌یا حداقل با انسانهای کوسه‌ مسلک برخورد کرده باشیم مثل کارکنانی که برای رسیدن به مقام‌های بالا یکدیگر را می‌درند.

دسته سوم:
دلفین ها: نوع دیگری از حیوانات دریایی هستند. این پستانداران آبزی باهوش دارای روحیه همکاری هستند و در ارتباطات خود شیوه برنده _ برنده را برگزیده اند . دلفین هیچ کمبودی ندارد و می خواهد که همه چیز را با همگان تقسیم کند. اگر یک دلفین زخمی شود، ۴ دلفین دیگر او را همراهی می کنند تا خود را به گروه برساند.

در سان دیه گو پژوهشگران ۹۵ کوسه و ۵ دلفین را به مدت یک هفته در استخر بزرگ رها کرده و به مطالعه حالات رفتاری آنها پرداختند. ابتدا کوسه ها به یکدیگر حمله کردند و در این تهاجم تعداد زیادی از آنها نابود شدند، سپس به دلفین ها حمله ور شدند. دلفین ها فقط می خواستند با آنها بازی کنند ولی کوسه ها بی وقفه به آنها حمله می کردند. سرانجام دلفین ها به آرامی کوسه ها را محاصره کرده و هنگامی که یکی از کوسه ها حمله می کرد آنها به ستون فقرات پشت یا دنده هایش می کوبیدند و آنها را می شکستند. به این ترتیب کوسه ها یکی بعد از دیگری کشته می شدند.
پس از یک هفته ۹۵ کوسه مرده و ۵ دلفین زنده در حالی که با هم زندگی می کردند در استخر دیده شدند.

در دنیای کوسه ای، برای برنده شدن دیگران یا باید بمیرند و یا ببازند.
اما در دنیای دلفینی، انعطاف وجود دارد و سر شار از تشخیص های پربار است…

نوشته من :
دنیای زیباتری داشتیم اگر که ما انسان ها نیز دارای چنین تفکر زیبایی می بودیم:
تفکر دلفینی یعنی اینکه؛
غیر از خود به دیگران هم بیاندیشیم؛
با دیگران در زمان بروز مشکلات همذات پنداری کنیم؛
از خوشحالی دیگران مشعوف شویم؛
و از ناراحتی و درد دیگران ما هم احساس درد کنیم؛
با دیگران همدلی و همراهی کنیم؛
دست در دست برای موفقیت هم تلاش کنیم؛
به جای اینکه برای بالا رفتن از نردبان ترقی پا روی کسی بگذاریم دست دیگری را بگیریم و با خود بالا بکشیم که مطمنا در این حال دست دیگری هست که از بالا دستمان را بگیرد…
همکاری،همدلی،همراهی،همفکری و … تمام کارهایی که با انجامشان هم به خودمان کمک کرده ایم هم به دیگران…
پس کمی تأمل کنیم…
کمی تفکر کنیم…
کمی تکان بخوریم…
شاید با کمی تأمل تکان و تغییری مثبت حاصل شود در تفکرمان…
شاید تفکرمان بشود تفکر دلفینی…
که اگر بشود چه می شود آن روز…
پس لطفا…
کمی تأمل کنیم…
بزرگترین دشمن دانش جهل نیست، بلکه توهم دانستن است …

هشت قدم ساده برای کنترل خشم

۸ قدم جادویی برای کنترل خشم 😡

نکات زیر، مسائل مهمی می‌باشند که به شما در کنترل عصبانیت کمک می‌کنند. این نکات را به خاطر سپرده و به‌کار بندید.👇

۱) نکته اول در کنترل عصبانیت
این سؤال را از خود بپرسید: ”آیا این موضوع چند ماه یا سال دیگر هم برایم مهم است؟” به این وسیله می‌توانید مسئله را از دیدگاهی آرامتر بنگرید.

۲) نکته دوم در کنترل عصبانیت
از خود بپرسید: ”بدترین نتیجه مورد عصبانیت من چیست؟” اگر کسی در پای صندوق فروشگاه از شما سبقت گرفت، سپری کردن سه دقیقه بیشتر، مسئله‌ای آنچنان مهم نمی‌باشد.

۳) نکته سوم در کنترل عصبانیت
تصور کنید که خود شما نیز همان کار (کاری که موجب عصبانیتان شده است) را انجام می‌دهید. با خود رو راست باشید. قبول کنید که گاهی اوقات شما نیز جلوی یک راننده دیگر درمی‌آئید… بعضی مواقع این مسئله تصادفی است. آیا نسبت به خود نیز عصبانی می‌شوید؟

۴) نکته چهارم در کنترل عصبانیت
از خود بپرسید: ”آیا طرف مقابل این کار را به‌طور عمدی نسبت به من انجام داده است؟” در بسیاری از مواقع متوجه خواهید شد که این مسئله فقط در اثر بی‌دقتی و تعجیل رخ داده و کسی نمی‌خواسته شما را ناراحت کرده و بیازارد.

۵) نکته پنجم در کنترل عصبانیت
سعی کنید قبل از گفتن هر کلامی تا عدد ده بشمارید. انجام این کار رابطه مستقیمی با عصبانیت ندارد ولی می‌تواند صدمات ناشی از عصبانیت را به حداقل برساند.

۶) نکته ششم در کنترل عصبانیت
شمارش تا ده را با روش‌های جدید و بهتر انجام دهید مثلاً این کار را با یک تنفس عمیق بین هر شماره عملی سازید. تنفس عمیق – از دیافراگم – به افراد کمک می‌کند تا احساس راحتی کنند.

۷) نکته هفتم در کنترل عصبانیت
می‌توانید سرعت شمارش اعداد را کندتر سازید. مثل شمارش شیوه قدیمی، یک کشتی بخار، دو کشتی بخار و … شاید شمارش کشتی بخار زیاد خوشایند نباشد، به‌جای آن می‌توانید بشمارید: یک شکلات، دو شکلات و .. و یا هر چیز دیگری که برای شما خوشایند و خنده‌دار باشد.

۸) نکته هشتم در کنترل عصبانیت
تجربه‌ای آرامش‌بخش را تجسم نمائید. چشمانتان را ببندید و در ذهن خود سفر کنید. این کار را در مکان‌های امیدبخش و به دور از استرس انجام دهید

🌾🌿

با امپاتی، صمیمی تر شوید!

“امپاتی” به معنی خود را به جای دیگران قرار دادن است.
مادری کودکش را به گردش می برد. او خیلی خوشحال است اما کودک زار زار گریه می کند. مادر ابتدا دلیل گریه کودک را نمی فهمد اما وقتی خود را جای کودک می گذارد و از دید کودک به جهان می نگرد، تازه متوجه می شود کودک فقط پاهای آدمها را می بیند، و در این شلوغی چیز دیگری نمی بیند.
از این پایین دنیا خیلی خسته کننده است …

هرچه توانایی امپاتی در شما افزایش پیدا کند، ارتباطهای صمیمانه تری با دیگران خواهید داشت…

روانشناسان معتقدند که امپاتی می تواند تا حد زیادی مشکلات خانوادگی را که عموما از عدم درک متقابل ناشی می شود، حل و فصل کند…

اگر پدر و یا مادر هستید خودتان را جای فرزندتان بگذارید، آیا چنین والدینی را دوست دارید؟
خودتان را جای همسر ، معلم ، شاگرد ، فروشنده ، خریدار و یا دوستتان… بگذارید؛

 

آیا طرف مقابلتان را دوست دارید؟
توانایی امپاتی را تمرین کنید و  در خود افزایش دهید.

بهترین متن موفقیت آنتونی رابینز

? این متن بدون شک یکی از بهترین متون موفقیت است که توسط مؤسسه آنتونی رابینز برای موفقیت شما فرستاده شده است.

 

?۱- به مردم بیش از آنچه انتظار دارند بدهید و این کار را با شادمانی انجام دهید.

?۲- با مرد یا زنی ازدواج کنید که عاشق صحبت کردن با او هستید. برای اینکه وقتی پیرتر می شوید، مهارت های مکالمه ای مثل دیگر مهارت ها خیلی مهم می شوند .

?۳- همه آنچه را که می شنوید باور نکنید، همه آنچه را که دارید خرج نکنید و یا همان قدر که می خواهید نخوابید.

?۴- وقتی می گویید “دوستت دارم” منظورتان همین باشد.

?۵- وقتی می گویید “متاسفم” به چشمان شخص مقابل نگاه کنید.

?۶- قبل از اینکه ازدواج کنید حداقل شش ماه نامزد باشید.

?۷- به عشق در اولین نگاه باور داشته باشید.

?۸- هیچ وقت به رؤیاهای کسی نخندید. مردمی که رؤیا ندارند هیچ چیز ندارند.

?۹- عمیقاً و با احساس عشق بورزید. ممکن است آسیب ببینید ولی این تنها راهی است که به طور کامل زندگی می کنید.

?۱۰- در اختلافات منصفانه بجنگید و از کسی هم نام نبرید.

?۱۱- مردم را از طریق خویشاوندانشان داوری نکنید.

?۱۲- آرام صحبت کنید ولی سریع فکر کنید.

?۱۳- وقتی کسی از شما سوالی می پرسد که نمی خواهید پاسخ دهید، لبخندی بزنید و بگویید :چرا می خواهی این را بدانی؟

?۱۴- به خاطر داشته باشید که عشق بزرگ و موفقیت های بزرگ مستلزم ریسک های بزرگ هستند.

?۱۵- وقتی کسی عطسه می کند به او بگویید “عافیت باشد”

?۱۶- وقتی چیزی را از دست می دهید، درس گرفتن از آن را از دست ندهید.

?۱۷- این سه نکته را به یاد داشته باشید: احترام به خود، احترام به دیگران و مسئولیت همه کارهایتان را پذیرفتن.

?۱۸- اجازه ندهید یک اختلاف کوچک به دوستی بزرگتان صدمه بزند.

?۱۹- وقتی متوجه می شوید که که اشتباهی مرتکب شده اید، فوراً برای اصلاح آن اقدام کنید.

?۲۰- وقتی تلفن را بر می دارید لبخند بزنید، کسی که تلفن کرده آن را در صدای شما می شنود.

?۲۱- زمانی را برای تنها بودن اختصاص دهید.
یک دوست واقعی کسی است که دست شما را بگیرد و قلب شما را لمس کند.‌‌…

با انجام این ۱۷ کار ساده، باهوش تر شوید!

♣️۱. در زمینه‌ی فرآیندهای فکری تعلیم ببیند.

♣️۲. اطلاعات زیادی داشته باشد.

♣️۳. روی ایده یا مشکل خاصی تمرکز کند.

♣️۴. برای مثال توماس ادیسون قادر بود روی لامپ برق خود فکر کند زیرا:

?۱. او یک متفکر منطقی تعلیم‌دیده بود.
?۲. اطلاعات زیادی درباره‌ی مهندسی الکترونیک داشت.
?۳. روی مشکل خاصی تمرکز کرده‌بود.

♣️در ادامه تکنیک های دیگر را بخوانید

?۱. ظرف ۳۰ دقیقه‌ بعد از بیدار شدن دو لیوان آب بنوشید
?۲. خلاصه‌ی یک کتاب را در زمان خورن صبحانه بخوانید

♣️۵. در طول روز چرت بزنید

♣️۶. در طول روز شکر نخورید

♣️۷. بیش‌تر از یکی دوبار در روز به شبکه‌های اجتماعی و وب‌گاه‌های تفریحی سر نزنید

♣️۸. به جای تماشای سریال یا فیلم سینمایی، بازی‌های کامپیوتری انجام بدهید

♣️۹. به جای تماشای تلویزیون، کتاب بخوانید

♣️۱۰. کمی کار برنامه‌ریزی بکنید

♣️۱۱. زمان آشپزی تدتاکس TED talks تماشا کنید

♣️۱۲. چند تمرین ورزشی ساده در طول روز انجام بدهید

♣️۱۳. زمان‌تان را با آد‌م‌های باهوش‌تر سپری کنید

♣️۱۴. با آدم‌هایی که مخالف شما هستند صحبت کنید

 

با آدم‌هایی که روی موضوع خاصی با شما توافق نظر ندارند، وارد بحث شوید (دوستانه). بحث با آنها باعث می‌شود که شما:

?۱. قدرت استدلال خود را قوی‌ترکنید.
?۲. یا متقاعد شوید که اشتباه می‌کنید.

در هر دو صورت برنده شما هستید. در مورد اول شما شخص دیگر را با استدلال کردن متقاعد می‌کنید و در مورد دوم، منطق نادرستی که قبلا داشتید از بین می‌رود.

♣️۱۵. در طبیعت قدم بزنید

قدم زدن در طبیعت چند مزیت دارد:

?-گیاهان اکسیژن تولید می‌کنند، بنابراین اکسیژن زیادی در طبیعت وجود دارد.
?-ذهن انسان در میان گیاهان آرام می‌شود
?-قدم زدن برای گردش خون شما مفید است

♣️۱۶. یک دفترچه یادداشت همراه خود داشته باشید

♣️۱۷. ده دقیقه در روز را برای برنامه‌ریزی فردا استفاده کنید

موسیقی موتزارت با مغز معجزه میکند!

مهرداد نامدار:

گوش دادن به موسیقی می تواند ، فریادهای خستگی مغز را سرکوب کند. همانطور که بدن می فهمد، که خسته هستیم و می خواهد که استراحت کنیم، به مغز نیز پیام هایی می فرستد تا پیام استراحت ارسال کند. گوش دادن به موسیقی رقیبی برای بدن در تسخیر توجه مغز است و به ما کمک می کند، تا به راحتی از این پیام های خستگی چشم پوشی کنیم.

با تحقیقات فراوانی که درباره ی شکوفایی و شناخت استعداد های نهفته از دوران بارداری مادر و تولد نوزاد صورت گرفته و همواره در حال تکمیل و نوآوری های فراوان است مطمئن باشید که کودک شما دارای نوعی استعداد خاص است ، چگونه میتوان به او کمک کرد تا استعداد های درخشان خود را بروز دهد . با روش های تحقیقاتی متعددی ثابت شده که یک کودک از بدو تولد آمادگی لازم پذیرش آموزش های مختلف را دارد ، بطور مثال یک کودک از سن ۳ سالگی تا ۵ سالگی قادر است به دو یا سه زبان بجز زبان مادری تکلم و روخوانی نماید.

یکی از مهمترین و ساده ترین روش ها که باعث بروز استعداد و پرورش هوش کودک می شود روشی است که بوسیله آقای دان کمپبلDon  Campbell ابداع شده و این روش به صورت زیر می باشد :

دکتر کمپبل با تحقیقاتی که در مورد موتزارت ، نابغه موسیقی بعمل آورده به این نتیجه رسیده که مادر وی در دوران بارداری دائما در معرض شنیدن موسیقی که توسط شوهرش نواخته می شده قرار داشته وی پس از تحقیقات زیاد بر روی کودکان خردسال به این نتیجه رسید که گوش دادن به آهنگ های ساخته شده توسط موتزارت باعث باهوشی و شادابی آن ها می شود بطوریکه کودکانی که تحت تاثیر موسیقی موتزارت قرار گرفته اند، بگفته والدینشان از دیگر همکلاسی هایشان در زمینه ریاضیات ، حفظیات ،نواختن ساز ، آهنگسازی ، سرودن شعر و دیگر مهارت ها با هوش تر بودند.

در اوایل دهه ۱۹۹۰ در دانشگاه Irvine کالیفرنیا تحقیقاتی انجام شد که نشان می دهند گوش کردن به موسیقی موتزارت ده دقیقه قبل از شروع امتحان باعث افزایش فراوان حافظه و هوش می شود . به علاوه کودکانی که دوره مقدماتی موسیقی گذرانده اند بسیار با هوش تر از کودکانی هستند که دوره آموزشی کامپیوتر گذرانده اند هستند

 

این مجموعه حاوی سه قسمت می باشد :

۱٫        رشد فکری و خلاقیت

۲٫         تخیل آزاد و تجسم

۳٫        جنب و جوش و انگیزش

۱- Rondo From Eine Kleine Nachtmusik K.525

یکی از دلپذیرترین ملودی هایی است که تا کنون نوشته شده است . نوارندگان این اثر روش جالبی به کار برده اند تا نیروی طراوت و تازگی ملودیهای موتزارت را به کودکان ارائه نمایند . Rondo یک قطعه جذاب و پر نشاط است که براحتی توجه کودک را به خود جلب میکند . این موسیقی مغز و بدن را هوشیار می سازد اکسیژن دهی به مغز را تسریع می بخشد و ساعات خوبی را برای مطالعه مهیا می سازد

 

۲- Allegro moderato , Violin Concerto No.2 In D Major , K.211

دکتر آلفرد توماتیس Alfred Tomatis طی ۴۰ سال پژوهش ، کشف کرد که صدای با فرکانس بالا که از ویلون و ساز های زهی در می آید مغز را به تمرین و فعالیت وا می دارد . این کنسرتو ویلون برای هزاران کودک در بیش از ۲۰۰ مرکز شنوایی در اقصی نقاط جهان اجرا شده است . این موسیقی فکر شما را آماده می سازد تا مهارت هایی را که به تمرکز نیاز دارند ، بهتر انجام دهید . دکتر توماتیس پیشنهاد می کند که این قطعه را در حالی که گوش راست خود را به سمت بلندگو متمرکز کردید گوش دهید و در واقع قبل از شروع به کارهای روزمره گوش را به فعالیت وا دارید و مغز را تحریک کنید.

 

۳-Variations , Sinfonia In E-flat Major , K 297b

این مجموعه جذاب از واریاسیون ها ، اهمیت سازماندهی مغز را باعث می شود . یکی از بهترین راه های شناخته شده برای یادگیری اطلاعات ، تکرار و بازگویی است . وقتی ما اطلاعات یا ملودی های موسیقی را به روش های مختلف تکرار می کنیم ، به همین ترتیب مغز و گوش نیز شروع به شنیدن می کنند . به این قطعه به گونه دیگری گوش کنید ببینید آیا میتوانید بگویید که کدام ملودی در طول سراسر قطعه تکرار شده است . اگر احساس خواب آلودگی می کنید ، انبساط خاطر داشته باشید و به آرامی موسیقی را گوش کنید تا ذهن و بدن شما برای مطالعه و تمرکز آماده شود.

 

۴- Andante , Symphony No.17 in G Major , K.129

پل مادوال  Paul Madauleاز مرکزشنوایی تورنتو تمریناتی را که وی Earobics ( نرمش های شنوایی ) نامیده بکار می برد. این قطعه مناسب برای گوش دادن قبل از مطالعه است اگر شما قبلا انرژی کسب کرده اید . فرکانس بالا و ضرب آهنگ آهسته به شما اجازه می دهد که در عین حالی که هیجان زده هستید ، آرامش داشته باشید

 

۵- Andantino , Symphony No.24 in B-flat Major , K.182

یکی از کاملترین قطعات موتزارت است که زبان را به موسیقی وارد کرده است . چشمانتان را ببندید و به این قطعه گوش کنید و ببینید که چطور یک داستان تعریف می شود . ساز های زهی و فلوت به وضوح ملودی و جمله های موسیقی را تکرار می کنند . ویلون ها و فلوت به صورت واضح و بی واسطه با شما صحبت می کنند.

می توانید احساس کنید که چگونه موسیقی یک ایده را بیان می کند . حتی سوال هایی را نیز مطرح می کندو سپس به شما اجازه میدهد که تجزیه وتحلیل کنید . این یکی از بهترین راه های یاست که یاد بگیریم چگونه مقاله بنویسیم و یا چطور سخنرانی کنیم

  

۶- Five Variations on Twinkle , Twinkle little Star , K.265

یادگیری مطالعه چنانچه همراه با تنوع و نشاط باشد بسیار مهم است . بهتر این است که هر روز با یک برنامهع منظم کار های روزانه اتان را با ذهنی پر نشاط شروع کنید . این قطعه بر اساس یک موسیقی محلی فرانسوی در عصر موتزارت است . بسیاری از کودکان الفبا را به کمک این آهنگ حفظ می کنند . ببینید می توانید واریاسیون های متنوعی که موتزارت روی این ملودی ساده خلق کرده خلق کرده بشنوید و بر آن متمرکز شوید . شاید این روش به شما در یادگیری الفبا کمک کند۰

 

۷-Allegro aperto , Violin Concerto No.5 in A Major , K.219

این Allegro روشن کننده و انرژی بخش است . به گفته دکتر توماتیس این موسیقی مغز را تقویت می کند . این قطعه پر تحرک و قوی برای گوش و مغز تمرین بسیار مناسبی می باشد . قبل از ساعات مطالعه خود ۱۰ دقیقه به آن گوش کنید تا گوش وبدن خود را فعال سازید . تصور کنید شما یک ارکستر را رهبری می کنید ، و یا تصور کنید ویلون را خودتان می نوازید . ده دقیقه موسیقی را با فعالیت و تحرک سپری کنید.

 

۸- Andante , Symphony No . 15 in G Major , K.124

موتزارت این قطعه را در سنین جوانی نوشت ، یک نمونه شگفت انگیزی برای شروع یک کار سخت می باشد . صدای موسیقی را پایین بیاورید وگوش بسپارید ، بگذارید به روشی که فقط موتزارت می داند رشد فکری و خلاقیت شما افزایش یابد

با شناختن این مواد از افسردگی جلوگیری کنید!

کمبود برخی مواد و خوراکی‌ها در بدن، می‌تواند مشکلات و اختلالاتی را در بدن فرد بوجود آورد و سبب افسردگی او شود.

به گزارش خبرنگار حوزه بهداشت و درمان  گروه علمی پزشکی باشگاه خبرنگاران جوان، برخی اوقات طبیعی است که دلمان بگیرد و غمگین شویم اما اگر این احساس ادامه پیدا کند و مداوم شود و به ناامیدی مکرر تبدیل شود، دیگر طبیعی و عادی نیست و باید فکری کرد و منشا آن را پیدا کرد. افسردگی نوعی اختلال به حساب می‌آید که منجر به ناراحتی مداوم، عصبانیت و بی‌تفاوتی کلی نسبت به اطراف و اطرافیان می‌شود. این احساس می‌تواند کار، فعالیت روزانه و به طور کلی زندگی را تحت تاثیر قرار دهد.
کاهش اشتها، بی‌خوابی، بدخوابی، کاهش یا افزایش وزن، کاهش انرژی، به هم خوردن تمرکز و دردهای ناگهانی از علائم افسردگی است. این بیماری می‌تواند علل مختلفی داشته باشدکه مشکلات مالی، عدم رضایت از زندگی، انزوای اجتماعی، سابقه ارثی و خانوادگی، مشکلات عاطفی، سوء استفاده جنسی و برخی از بیماری‌ها از جمله آن‌ها است.
علاوه بر این، کمبود برخی مواد مغذی در بدن می‌تواند سبب افسردگی شود. دانشمندان نشان دادند که افرادی که از افسردگی و اختلالات روانی رنج می‌برند ممکن است از کمبود برخی مواد در بدنشان رنج ببرند که منجر به این بیماری شده است. فراموش نکنید غذایی که مصرف می‌کنید همان غذای مغز و بدنتان است و از آنجا که مغز برای فعالیت‌های خود به انرژی نیاز دارد باید موادی مغذی به آن رساند. در اینجا به ۱۰ ماده غذایی اشاره می‌کنیم که کمبود آن‌ها در بدن می‌تواند سبب افسردگی شود:
امگا ۳
ویتامین D
منیزیم
روی
سلنیوم
ویتامین B12
فولات
ویتامین B6
آهن

آمینو اسید

به جای اینا، اونا رو بگین تا موفقیت مال شما باشه :)

برای موفقیت، باید از ذهن و زبان خود شروع کنیم. از همین امروز به جای اینا، اونارو بگین!

به جای خسته نباشید؛ بگوییم: خدا قوت
به جای دستت درد نکنه؛ بگوییم: ممنون از محبتت- سلامت باشی
به جای ببخشید مزاحمتون شدم؛ بگوییم: از این که وقت خود را در اختیار من گذاشتید متشکرم
به جای لعنت بر پدر کسی که اینجا آشغال بریزد؛ بگوییم: رحمت بر پدر کسی که اینجا آشغال نمی ریزد
به جای گرفتارم؛ بگوییم: ‌در فرصت مناسب با شما خواهم بود
به جای دروغ نگو؛ بگوییم: راست می گی؟ راستی؟
به جای خدا بد نده؛ بگوییم: خدا سلامتی بده
به جای قابل نداره؛ بگوییم: هدیه برای شما
به جای شکست خورده؛ بگوییم: با تجربه
به جای مگه مشکل داری؛ بگوییم: مگه مسئله ای داری؟
به جای فقیر هستم؛‌بگوییم: ثروت کمی دارم
به جای بد نیستم؛ بگوییم:‌ خوب هستم
به جای بدرد من نمی خورد؛ بگوییم: مناسب من نیست
به جای جانم به لبم رسید؛ بگوییم: خیلی راحت نبود
به جای فراموش نکنی؛ بگوییم: یادت باشه
به جای داد نزن؛‌بگوییم: آرام باش
به جای من مریض و غمگین نیستم؛‌بگوییم:‌من سالم و با نشاط هستم
به جای غم آخرت باشد؛ بگوییم: شما را در شادی ها ببینم

به جای فهمیدی ، بگوییم : متوجه شدی
به جای دیگران مرا خرد کردند، بگوییم : دیگران مرا درک نکردند
به جای غم آخرتان باشد ، بگوییم : شما را در شادی ها ببینیم
به جای در انجام تمرین ها درمانده شدم ، بگوییم : در انجام تمرین ها به کمک نیاز دارم
به جای فرزندم خیلی شیطان است ، بگوییم : فرزندم خیلی پر تحرک است
به جای قابل نداره ، بگوییم : هدیه ای برای شما
به جای خسته نباشید ، بگوییم : شاد و پر انرژی باشید
به جای هیچ وقت چیزی یاد نمی گیری ، بگوییم : طول می کشد تا یاد بگیری
به جای خراب است ، بگوییم : قابل تعمیر است
به جای ببخشید مزاحمتون شدم ، بگوییم : از اینکه وقت خود را در اختیار من گذاشتید متشکرم
به جای گرفتارم ، وقت ندارم ، بگوییم : در فرصت مناسب در خدمت شما خواهم بود
به جای از جلوی چشمام دور شو ، بگوییم : بهتر است یه مدت همدیگر را نبینیم
به جای بیا بگیر ، بگوییم : تقدیم به شما
به جای ببین ما رو به چه عذابی انداختی ؟! ، بگوییم : کارها را کمی اضافه کردی
به جای این قدر دروغ نگو ، بگوییم : گفتن حقیقت خیلی قشنگ تره
به جای تو هیچ آدم بشو نیستی ! ، بگوییم : تو لایق بهترین ها هستی
به جای هی داد نزنید ، بگوییم : کمی آهسته تر صحبت کنید
به جای چه خبرته اینقدر میخوری ؟! ، بگوییم : میتونی کمتر بخوری
به جای بهتره کله شقی نکنی ! ، بگوییم : خواهش میکنم خودتون را کنترل نمائید
به جای شکست خوردم ، بگوییم : تجربه جدیدی کسب کردم
به جای به درد من نمی خورد ، بگوییم : مناسب من نیست
به جای چرا اینقدر بددهنی می کنی ؟ ، بگوییم : می تونی از حرف های مثبت و خوب استفاده کنی
به جای ضعیف نیستم ، بگوییم : قوی هستم
به جای چرا اذیت می کنی؟ ، بگوییم : از این کار چه لذتی می بری؟
به جای کارگر دکان ، بگوییم : همکار مغازه

شما هم می‌تونید به این لیست مواردی رو اضافه کنید و برای دیگران بفرستید….
وقتی بعد از مدتی همدیگر را می‌بینیم، به جای توجه کردن به نقاط ضعف همدیگر و نام بردن از آنها مثل:
*چه قدر چاق شدی*، *چه قدر لاغر شدی*، *چه قدر خسته به نظر می‌آیی*، *چرا موهات را این قدر کوتاه کردی؟*، *چرا ریشت را بلند کردی؟*، *چرا توهمی؟*، *چرا رنگت پریده؟*، *چرا تلفن نکردی، چرا حال مرا نپرسیدی؟* و …
بهتر است بگوییم: *سلام به روی ماهت، چه قدر خوشحال شدم تو را دیدم*، البته اگر مصر باشیم که حتماً درباره همدیگر اظهار نظر کنیم، وگرنه می‌شود که درباره موضوعات مشترک صحبت کنیم.

در آمریکا در انبار کالایی، کارگر بی سوادی کار می کرد. او موظف بود تعداد کالای داخل هر گونی را شمارش کرده و درصورت صحیح بودن مقدار آن، روی گونی بنویسد* All Correct * و چون این کاگر بی سواد بود و طرز نوشتن این کلمه را بلد نبود با استفاده از صدای اول کلمه ها، علامتی روی گونی ها می گذاشت به این صورت که به جای* All * از * O * و به جای * Correct * از * K * استفاده می کرد و به جای کلمه ی* All Correct* روی گونی ها می نوشت * O.K * استفاده از کلمه ی * O.K * به تدریج همه گیر شده و امروزه مردم سراسر دنیا، این اصطلاح را به خوبی می شناسند و به کار می برند.
کلمه ها عقاید شکل گرفته و افکار بیان شده هستند به عبارت ساده آن چه می گویی فکری است که بیان می شود. کلمه ها و اندیشه ها دارای امواجی نیرومند هستند که به زندگی و امورمان شکل می دهند.
اگر یک کارگر بی سواد بتواند یک اصطلاحی را در دنیا شایع کند؛ پس من و تو، ما و شما به طور حتم می توانیم استفاده از کلمه ها و اصطلاح های مثبت را در سطح کل ایران گسترش داده و انرژی مثبت را بین همه پخش کنیم. فکر می کنید چرا حضرت محمد می فرمایند: *فرزندان خود را به نام های نیک خطاب کنید.*